در رابطه به استراتیژی جدید امریکا در قبال افغانستان

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده

16 Dec 2009

 

 

محترم بارک اوباما ریس جمهور امریکا تصمیم نهایی اش را در رابطه به استراتیژی جدید ان کشور در قبال افغانستان در یک سخنرانی تلویزونی سرتاسری اعلام کرد.

ریس جمهور اوباما استراتیژی جدید را در قبال افغانستان در سه بخش تقسیم کرد.

او گفت( سه عنصر عمده استراتژیک اینها هستند، تلاش های نظامی با هدف ایجاد شرایط خروج از افغانستان، افزایش کمک های غیرنظامی برای موثریت بهتر و بیشتر، و مشارکت خوبتر با پاکستان.

خروج تدریجی عساکر خارجی را از افغانستان ریس جمهور ایالات متحده امریکا جولای 2011 نشان داده است.

من این را عملی نمی دانم زیرا در استراتیژی  برای موفقیت و پیروزی جنگ علیه تروریزم کدام اندیشه، تفکر و پلان وجود ندارد.

به نظر من بدتر اینکه با نشان دادن تاریخ خروج عساکر خارجی، طالبان را جرت و مورال ادامه جنگ بخشیده است، ارتش پاکستان،استخبارات پاکستان، القاعده و طالبان عقیده،فکر و نظر پیدا کرده اند که عساکر امریکایی با طالبان و القاعده توان مندی و حوصله دوام و ادامه جنگ را ندارند.

همچنان نشان دادن تاریخ خروج عساکر از افغانستان در جنوب ،شرق اسیاه و اسیاه مرکزی در بین مردم اندیشه و فکر جدید به میان اورده که امریکا توان مندی و حوصله ماندن و بودن را دراین بخش جهان ندارد ، و همچینان از مسوولین و رهبران سیاسی و نظامی مسکو تا پیگنگ و از پیکنگ تا دزدان و چپاولگران سومالی و رهبران مستبد اسلامی  ایران هر یک سعی و کوشش های ایالات متحده امریکا را در افغانستان تحت ارزیابی، غور و تحت تعقیب دارند و این کشورهای قضاوت های بعدی و اخر خود را در مورد موفقیت و ناکامی عساکر و سیاست امریکا در قبال افغانستان مربوطه می دانند.

ناکامی و شکست یک کشور نیرومند نظامی و عسکری در مقابل یک دسته و گروپ که نه نیروی هوایی و نه ستیلایت دارد، نه تجهیزات و نه در جنگ کدام نظم نظامی دارند، قدرت و توانندی امریکا را در سطع بین المللی تحت سوال خواهد برد، در کنار امریکا در جنگ علیه تروریزم همچنان پیمان نظامی ناتو نیز قرار دارد.

در جهان جنگ یک قطبی به پایان رسیده است لیکن شکست در افغانستان باعث از بین رفتن رسمی یک قطبی بودن خواهد شد.

امپراتوری سابق اتحاد شوروی با شکست در افغانستان خود نیز به شکست مواجه شد،ممکن شکست امریکا در افغانستان باعث شکست ایالات متحده امریکا خواهد شد.

در این جاه تسلط نظامی و عسکری مطرح نبوده، امریکا در جهان مرکز ضد فاشیزم، تروریزم و استبداد شمرده می شود، و همچینان در مقابل رژیم های که متجاوزگر اند و عدالت را تامین نمی کنند امریکا در راس مبارزه بر ضد انها قرار دارد، اگر امریکا در این جنگ به شکست مواجه شود ، در جهان کدام کشور دیگری برای این موقف پیش قدم نخواهد شد.

از طرف دیگر در کشورهای اسلامی موقف ایالات متحده امریکا طرح است در جهان اسلام القاعده از حمایت و پیشتبانی زیاد مستفید نبوده در صورت ناکامی در افغانستان القاعده و طالبان باعث قهرمانان جهان اسلام ظهور خواهند کرد و در ان صورت به ان ارزشهای جهان که امریکا برای ان مبارزه می نماید ضربه شدید وارد خواهد شد و تهدید امنیت در جهان افزایش خواهد یافت،  و رژیم مستبد و ظالم ایران قوت و نیرو خواهد گرفت و برای ایران این چانس و زمینه مساعد خواهد شد که پروگرام و پلان های اتومی خود را توسعه دهد، روی این علت جامعه بین المللی  تحت تهدید قرار خواهد گرفت.

اگر خروج عساکر در حقیقت فشار لازم بالای حکومات افغانستان و پاکستان بوده باشد که وظایف عساکر خارجی را انها بدوش گیرند درست و بجاه است لیکن به وقت نیاز است.

به نظر من چندین سال را در بر خواهد گرفت تا افزودن عساکر خارجی و امریکایی تغیری را در افغانستان بوجود بیاورند.

تربیه ارتش و پولیس افغانستان،تجهیز و اکمال به اسلحه مدرن،به انها مشوره دادن و بالاخره در مناطق و جای های مورد نظر جابجاه کردن، اینها کارهای هستند که در وقت کم صورت گرفته نمی تواند.

محترم اوباما ریس جمهور امریکا چندی قبل گفته بود که او نمی خواهد این جنگ را به ریس جمهور اینده واگذار نماید، اگر وی برای دوره دوم هم ریس جمهور امریکا بماند، خروج عساکر از افغامستان در مدت 7 سال ممکن نبوده است.

به نظر و اندیشه من مشکل ریس جمهور اوباما این نه بود که در باره استراتیژی جدید گاهی سخن می زد، مشکل این جاه بود که نتیجه استراتیژی را درست تشریح و توضع نکرد، زیرا وی به صفت و منحیث یک سیاست مدار سخنرانی می کرد و توجه زیاد به حزب خود یعنی به حزب دموکرات داشت و نظرات انها را مدنظر گرفت.

ریس جمهور ایالات متحده امریکا باید به صفت قوماندان اعلی و به زبان ان سخنرانی می کرد که باید به اراده قدرتمند ، توان مند و عزم راسخ می گفت که در جنگ جاری به تروریزم برد و موفقیت از ان امریکا است.

محترم اوباما گفت که امنیت ایالات متحده امریکا با جنگ افغانستان وابسته و گره خورده،لیکن به تاریخ خروج عساکر این را نشان داد که وی نسبت به این جنگ بی حوصله است.

تاریخ خروج عساکر را که وی نشان داده یک عمل سیاسی است نه عملیاتی و نظامی، این درست است که به اعزام کردن عساکر جدید جهت جنگ در افغانستان تغیر خواهد کرد و نتیجه خوب خواهد داد.

مردم تصور می کنند این کار برای این می شود که در سال 2010 در امریکا دوره وسطی انتخابات ریاست جمهوری باید قبل از ان تاریخ خروج تعین شده و خروج عساکر از افغانستان در وقت کمپاین انتخاباتی اغاز شود.

ریس جمهور اوباما از دموکراسی نوبنیاد افغانستان چیزی نگفت که به نظر من خیلی مهم است.

لیکن باید گفت برای کمک شرایط را وضع کردن بهتر و خوبتر بوده تا حکومت افغانستان علیه فساد مبارزه نماید و حکومت اداره خوب داشته باشد.

کنترول بالای حکومت افغا نستان را از طریق کمکهای بین المللی متوان اجرا و عملی کرد که در رابطه به این موضوع قبلا کار نشده بود.

محترم اوباما در استراتیژی جدید از مشارکت با پاکستان نیز یاداوری نموده و گفته که امریکا در مورد پیشرفت و دموکراسی پاکستان کمک می نماید.

همچنان وی گفت در محلات و مناطق که تروریزم پنهان شده ما تحمل کرده نمی توانیم، زیرا اهداف انها روشن و اشکار است.

به نظر من طالبان و القاعده دو روی یک سکه اند و ملزوم با هم اند، این طالبان است که زمینه فعالیت و کار را برای القاعده میها و مساعد ساخته اند و این طالبان است که از القاعده حمایت و پیشتبانی می نماید، بدون طالبان القاعده زندگی و فعالیت کرده نمی تواند و باید گفت کسانی که این دو نیرو یعنی طالبان و القاعده را مجزا از یک دیگرفکر می کنند در اشتباه اند.

در استراتیژی جدید توجه زیاد به پاکستان شده در حالیکه پاکستان مادر طالبان بوده و است.

پاکستان تحت تاثیر سیاست خط مرده دیورند و کشمیر از سیاست دوگانه علیه افغانستان، هند و امریکا کار گرفته و هیچ وقت در مبارزه علیه تروریزم صادق و راستگو نبوده است.

وزیر دفاع ایالات متحده امریکا محترم گـټیس گفته ناکامی عساکر خارجی در افغانستان به معنی به قدرت رسیدن طالبان است و همچنان طالبان پناه گاه محفوظ و امن برای القاعده محسوب می شود.

به نظر من برای عملی کردن استراتیژی جدید مشکلاتی وجود دارد.

1-  تربیه ارتش ملی افغانستان که در مدت هشت سال گذشته در ترکیب ارتش ملی افغانستان پشتون ها  کم بوده و در صورت عدم  شمولیت پشتونها  در ارتش، افغانستان با مشکلات روبرو خواهد شد.

2 -  در مورد پروگرام و پلان ملکی، باید گفت که کار کردن دانشمندان افغانی به یک حکومت خوب و صادق می تواند عملی باشد وحکومت کرزی این صفات را ندارد.

3-   شراکت با پاکستان که این شراکت نسبت به سیاست دوگانه پاکستان عملی نبوده است، زیرا اسامه بن لادن و بنیادگرایی اسلامی و گروپ های تندرو مذهبی با شمول طالبان توسط نظامیان و استخبارات پاکستان تمویل و حمایت می شوند و این باندهای اسلامی از نفوذ نسبی در پاکستان برخوردار بوده اند.

4-   طالبان و القاعده که در افغانستان علیه عساکر خارجی جنگ می کنند نظامیان پاکستان به انها کاری ندارند،مانند ملاعمر،جلال الدین حقانی،حزب حرکت المجاهدین قبلا حرکت الانصار،گروپ خیلی خطرناک مولوی فضل الرحمن، سپاه صحابه،لشکرجنگوی، جنبش محمد،لشکر طیبه، جامعه محمدیه اهل حدیث و مدارس اسلامی پاکستان.

نظامیان پاکستان فکر می کنند در پیشتبانی و حمایت از بنیادگرایی اسلامی بقاه  پاکستان نهفته است و روی این ملحوظ انها از طالبان و القاعده حمایت می نمایند و در رژیم های کودتایی و نظامی بسر می برند، روی همین علت ریس جمهور اسبق پاکستان پرویز مشرف از مسکو دیدار نموده و با سران دولتی روسیه نیز ملاقات های داشت تا امکانات کودتا نظامی را در پاکستان میها و سازماندهی نماید.

به خاطر اینکه دوری پاکستان از طالبان و القاعده و چنین یک طرز تفکر تغیر کند ریس جمهور ایالات متحده امریکا محترم اوباما در قدم اول پاکستان را تشویق کند که امریکا برای یک زمان درازمدت و طولانی مشغول مبارزه علیه تروریزم خواهد بود.

اینکه ریس جمهور امریکا گفته که کار را تمام می کنم این یک جمله ساده است، اوباما باید برای دشمنانان و مخالفین امریکا نشان بدهد که امریکا توان مندی مشلات موجوده را دارد.

مردم افغانستان در راستای دوستی با مردم ایالات متحده امریکا قرار دارد و این دوستی دو ملت بزرگ  باید پایدار باقی بماند

اداره افغانستان اینده

دیدگاهتان را بنویسید