یک وبلاگ دیگر با وردپرس
نوشته شده در: دستهبندی نشده
24 May 2010
این دو کشور همسایه افغانستان در ادوار مختلف تاریخ در امور داخلی افغانستان مداخله نموده اند و این روند الی اکنون ادامه دارد.
ایران و پاکستان نسبت به سایر کشورها همچو یک تهدید برای کشور ما و غرب مبدل شده اند.
ایران کشوری است که از دیر زمانی بدین طرف در فکر رهبری جهان اسلام خصوصآ جامعه شیعه را در سر می پروراند، و از طرف دیگر برای صدور انقلاب اسلامی در تلاش است.
ایران و رهبران مذهبی انکشور در افغانستان از سیاست های دوگانه کار گرفته از یک سو به حلقه سیاسی حامد کرزی در تفاهم و دوستی قرار دارد و از سوی دیگر به طالبان کمک می نماید.
بم های کنار جاده که از طرف ایران به طالبان داده می شود منجر به مرگ سربازان امریکا میگردد، که این خود یک تهدید به مردم افغانستان و برای ایالات متحده امریکا محسوب می شود.
از سوی دیگر اگر ایران به سلاح اتومی دسترسی حاصل نماید،این یک تهدید به افغانستان، منطقه و کشورهای غربی بشمار خواهد رفت.
اما پاکستان کشوری که به طور غیر طبیعی تسکیل یافته و از روز ایجاد بنیادگرایان همه کشورها در این کشور جمع شده اند.
در زمان ذالفقار علی بوتو بنیادگرایی اسلامی منحث یک استراتژی پذیرفته شد و در زمان جنرال ضیالحق به اوج خود رسید.
در این دو دهه در وقایع تروریستی در سطع جهان کسانی دست دارند که یک نوع ارتباط به پاکستان دارند،چی حملات نیویارک و واشنگتن باشد، چی حملات انتحاری در افغانستان و یا هم حملات سال 2008 در شهر مبمبی هندوستان و یا انفجارهای سال 2005 در لندن و یا هم حملات تروریستی در دهه نود در جهان در همه این حملات به شکل از اشکال کسانی انجام داده اند که در پاکستان تولد شده اند، و یا به این کشور سفر کرده اند، و یا هم با گروهای بنیادگرایی اسلامی در این کشور ارتباط داشته اند.
جای شک و حیرت نخواهد بود که فصیل شهزاد پاکستانی الاصل تلاش بم گذاری نافرجام اخیر در میدان تایمز نیویارک را انجام دهد.
پاکستان که در ظاهرمتحد ایالات متحده امریکا است نسبت لبنان، عراق، سوریه، اندونیزیا، عربستان و مصر که مراکز اصلی مسلما نان اند به یک تهدید بزرگ برای منطقه و ایالات متحده امریکا مبدل می شود.
زمانی قشون سرخ در افغانستان تجاوز نمود در یک چنین حالات بوجود امده برای وجود پاکستان ضرورت احساس گردید، و بودن پاکستان در نقشه دنیاه به کار بود.
از این فرصت جنرال ضیالحق و بنیادگرایان اسلامی استفاده نموده و در نتیجه مراکز تروریستی را در ان کشورایجاد کردند.
زمانی که اتحاد شوروی سابق سقوط نمود نیازی به وجود پاکستان دیده نمی شد.
پاکستان برای بقا خود دست به کار شده و وظفیه تربیه، تمویل و صدور تروریسم بین المللی را برای زنده ماندن خود پیدا کرد.
پاکستان ملا عمر را در افغانستان و مولوی فضل الله را در سوات که هر دو فاقد علمیت و شهرت بودند ، تربیه و تمویل نمود.
در این جنگ های تروریستی که پاکستان با همکاری طالبان براه انداخته اند هزارها انسان ملکی و بی گناه کشته می شود.
مردم افغانستان به کمک ایالات متحده امریکا در جهت ترقی و پیشرفت گام بر می دارند، که پاکستان و ایران هر دو مانع ترقی و دموکراسی در افغانستان بوده اند.
پاکستان کوشش می نماید تا بین جامعه افغان و امریکا بی اعتمادی و دشمنی ایجاد نماید که روی همین ملحوظ یک عده افغانها را علیه ناتو قرار داده اند.
همچنان پاکستان و ایران افغانها و خصوصا پشتونها را برای جهان تروریست قلمداد نموده اند و در این راستا سعی می نمایند.
خوشبختانه ایالات متحده امریکا با افغانها همدردی دارد و مردم ایالات متحده امریکا واقعآ می خواهند که مردم افغانستان به طرف ترقی و پیشرفت سوق گردند و در این هدف همه جانبه مردم افغانستان را کمک می نمایند.
در اخیر باید گفت که چرا پاکستان به همچو یک تهدید بزرگ تبدیل شده است؟
و اصلاح ان چطور ممکن است؟
القاعده و تروریزم بین المللی در مبارزه اند تا به سلاح اتومی پاکستان دسترسی پیدا نمایند و اینکه
پاکستان به طور غیر طبیعی تشکیل شده و باید کنار زده شود و در عوض به شکل طبیعی دولت های قومی ایجاد شود و یگانه را کنترول پاکستان و راه حل همین است، تا از فاجعه جهانی در اینده جلوگیری شود.
اداره افغانستان اینده
نوشته شده در: دستهبندی نشده
12 Mar 2010احمدی نژاد در کابل
به دعوت حامد کرزی احمدی نژاد ریس جمهور ایران به کابل سفر یک روزه داشت، سفر احمدی نژاد به کابل پیام های واضع به همرا داشت.
نخست این که احمدی نژاد با این سفر خود به غرب نشان دهد که ایران نیز در افغانستان از جایگاه خاص برخواردار می باشد.
از طرف دیگر ریس جمهور افغانستان حامد کرزی نیز به دعوت از احمدی نژاد نشان داد که افغانستان در صورت بی توجهی کشورهای غربی از ظرفیت های و امکانات موجود منطقه ای استفاده خواهد کرد.
در این میان کنفرانس خبری احمدی نژاد و کرزی از چند جهت قابل توجه می باشد، سخنان احمدی نژاد در این کنفرانس عمدتا روی مداخله کشورهای غربی در منطقه متمرکز بود.
انتظار میرفت که احمدی نژاد در این سفر روی روابط افغانستان و ایران و زمینه های بهبود روابط دو کشور صحبت کند.
احمدی نژاد با استفاده از تربیون افغانستان به جنگ لفظی خود علیه دشمنان دیرینه ایران ادامه داد،ریس جمهور ایران ایالات متحده امریکا را پایه گذار و حامی تروریزم اعلام کرد.
همچنان در برخی موارد از غرب به عنوان دشمن مشترک ایران و افغانستان سخن گفت.
احمدی نژاد در هنگام بیانیه خود احساس می کرد که در میدان ازادی تهران در جمع میلشه های بسیج و سپاه پاسدران سخن می گوید، و حامد کرزی با سکوت خود سخنان احمدی نژاد را تایید می کردند.
بخش عمده سخنان احمدی نژاد مغایر منافع ملی، شرایط موجود سیاسی و روابط حیاتی و استراتژیک افغانستان با امریکا بود.
سوال این است که دستگاه دیپلوماسی افغانستان پرتوکول این سخنرانی را چگونه تنطیم و ترتیب کرده بود که احمدی نژاد با استفاده از تربیون افغانستان و بر خلاف عرف دیپلوماتیک و احترام متقابل بر علیه دوستان و شرکای بین المللی افغانستان به رجز خوانی به پردازد.
احمدی نژاد در کابل با استفاده از ستیژ و تربیون افغانستان به چرند گوی و رجز خوانی خود خود علیه غرب ادامه داد.
بخش عمده سخنان وی مفایر عرف و رسم دیپلوماتیک و سفرهای مهمانان رسمی در کشور می باشد.
در این کنفرانس حامد کرزی در برابر چرند و رجزخوانی های احمدی نژاد به کارنامه این کشور از دهه های 60 تاکنون اشاره می کرد.
مردم افغانستان خاطرات تلخ اردوگاهای سفید سنگ و تله سیاه زهدان و کشتار بی رحمانه مهاجران افغانستان در شیراز، اصفهان و اخراج خانواده های انان را در فصل زمستان از یاد نبرده اند.
کرزی باید از حیثیت و اعتبار افغانستان دفاع می کرد.
پارلمان کشور اخیرا از ایران بازدید کرده و از جمله 5 هزار تن زندانی افغان در ایران، 3 هزار تن ان محکوم به اعدام اند، کرزی باید از ان صحبتی به میان می اورد.
حامد کرزی باید واکنش شدید علیه سخنان چرند گونه و علیه بلند پروازی احمدی نژاد نشان می داد.
از طرف دیگر کشورهای غربی اظهار داشته اند که ایران با گروهای خراب کار در افغانستان همکاری دارد تا به نیروهای خارجی در این کشور صدمه وارد نماید.
ایران در افغانستان از سیاست های دوگانه و با پالیسی های مرموز از یک طرف با دولت کنونی روابط دوستانه دارد و از طرف دیگر مخالفین مسلح افغانستان را کمک می رساند.
ان مناطق افغانستان که با ایران هم سرحد اند، مقامات این مناطق بارها از دستگیری اسلحه و مهمات ایرانی خبر داده اند.
ایران در افانستان بازی سیاسی را براه انداخته اند از یک طرف ادعا دارند که به مردم افغانستان کمک می نمایند و از طرف دیگر کوشش های که به رهبری ایالات متحده امریکاه در افغانستان برای ثبات و صلح براه افتاده مانع ان می شود.
مردم افغانستان با حرف های ابلهانه احمدی نژاد می خندند و انرا بی ارزش دانسته اند، زیرا مردم افغانستان طرفدار دوستی با ایالات متحده امریکاه بوده و این دوستی پایدار است.
ایران در ادوار تاریخ هیچ گاه و هرگز دوست مردم افغانستان نبوده اند و نخواهد بود.
اداره اینده افغانستان
نوشته شده در: دستهبندی نشده
19 Feb 2010
قابل توجه
رهبران کشور.
یک رهبر از مردم می شنود و از انها غمخواری و محافظت می کند،زیرا رهبران اعتماد و احترام شان را با اطرفیان شان از راه شنیدن و گوش دادن به انها نشان می دهند.
اگر یک شخص واقعا به دیگری احترام دارد، به سخنان او گوش می گیرد، همچنان مدیر و یا ریسی که واقعا می خواهد در اداره خود بالای کارمندان و مامورین اثر و نفوذ داشته باشد، به ایشان گوش فرا می دهد.
بطور مثال گاهی اوقات شخصی با ما مخاطب می باشد و حرف می زند، ما به عوض اینکه به دقت و حوصله مندی به سخنان او گوش بگریم، در دفاع از خود می اندیشیم که از کدام طریق بتوانیم درستی نظرات خود را به مخاطب خود ثابت کنیم.
در این صورت ما به سخنان او ملتفت نبوده ایم و تصور ما مبنی بر اینکه چگونه بتوانیم استدلال و جواب قویتری بدهیم بوده می باشد.
در حقیقت وی را در ذهن خود دفع و سخنان وی را گوش نکرده ایم،که این خود بی احترامی به نظرات دیگران پنداشته می شود.
این خود دلالت بر عقب مانی ما می کند و رشد جامعه را کند می سازد،ولی اگر ما بخواهیم که مردمی برخورد نموده باشیم ، باید با مردم وابسته گردیم و این وابستگی را باید در عمل در روحیه شنیدن نظرات دیگران در خود رشد دهیم که اعتماد مخاطب خود را حاصل نمایم.
یک رهبر ورزیده و مردمی با مهربانی و حوصله مندی از دیگران می شنود و زبانش را در کنترول می گیرد، او نمی خواهد که فورا صحبت یک شخص را قطع کرده و یا بدون اینکه مخاطبش سخنان خود را تمام کند او مشورت، قضاوت و یا نظر خود را ابراز دارد.
یک رهبر توان مند و خوب باید حقایق یک موضوع که بالای ان صحبت می شودانرا دریابد و انرا بشنود،گوش گرفتن در حقیقت یک هنری است و ایجاب سعی و تلاش را می کند که باید با دقت و اگاهانه به یک موضوع گوش بگیریم و انرا بشنویم.
بدین ملحوظ ما به خاطر این تمام حواس و دقت خود را بسوی یک شخص دیگر معطوف می داریم تا تا به کرامت انسانی و شخصیت او ارزش قایل باشیم و او را درک نمایم.
اگر ما دیگران را در اثنای که وی با ما مخاطب است درک نه کنیم، در حقیقت برای وی حیثیت قایل نشده ایم و این چنین یک رهبر در جامعه موثریت نداشته و در کل ضعیف عمل نموده و این عمل وی پیشرفت جامعه را بطی ساخته که این خود دلالت بر کندی امور می کند.
عاقل ان است که گوش شنوا دارد و از راه شنیدن به دانایی خود می افزاید.
ادم پر حرف تخم می پاشد و ادم خاموش درو می کند( اقلیدوس)
خوب گوش کردن را یاد بگریم، گاه فرصتها بسیار اهسته در می زنند.
سخنرانی یک مهارت و گوش دادن یک هنر است.
رهبران باید بیشتر از گوشهای شان کار بگیرند نه از چشمان شان، انچه که مهم است وضاحت و روشنی چشم و دید تان نیست، بکه وضاحت قلب، پاکی و صفایی گوش های تان است.
بهترین تحفه که شما می توانید به دیگران بدهید این است که با دقت تمام به صحبتهای او گوش بگیرید.
اداره افغانستان اینده
نوشته شده در: دستهبندی نشده
16 Dec 2009
محترم بارک اوباما ریس جمهور امریکا تصمیم نهایی اش را در رابطه به استراتیژی جدید ان کشور در قبال افغانستان در یک سخنرانی تلویزونی سرتاسری اعلام کرد.
ریس جمهور اوباما استراتیژی جدید را در قبال افغانستان در سه بخش تقسیم کرد.
او گفت( سه عنصر عمده استراتژیک اینها هستند، تلاش های نظامی با هدف ایجاد شرایط خروج از افغانستان، افزایش کمک های غیرنظامی برای موثریت بهتر و بیشتر، و مشارکت خوبتر با پاکستان.
خروج تدریجی عساکر خارجی را از افغانستان ریس جمهور ایالات متحده امریکا جولای 2011 نشان داده است.
من این را عملی نمی دانم زیرا در استراتیژی برای موفقیت و پیروزی جنگ علیه تروریزم کدام اندیشه، تفکر و پلان وجود ندارد.
به نظر من بدتر اینکه با نشان دادن تاریخ خروج عساکر خارجی، طالبان را جرت و مورال ادامه جنگ بخشیده است، ارتش پاکستان،استخبارات پاکستان، القاعده و طالبان عقیده،فکر و نظر پیدا کرده اند که عساکر امریکایی با طالبان و القاعده توان مندی و حوصله دوام و ادامه جنگ را ندارند.
همچنان نشان دادن تاریخ خروج عساکر از افغانستان در جنوب ،شرق اسیاه و اسیاه مرکزی در بین مردم اندیشه و فکر جدید به میان اورده که امریکا توان مندی و حوصله ماندن و بودن را دراین بخش جهان ندارد ، و همچینان از مسوولین و رهبران سیاسی و نظامی مسکو تا پیگنگ و از پیکنگ تا دزدان و چپاولگران سومالی و رهبران مستبد اسلامی ایران هر یک سعی و کوشش های ایالات متحده امریکا را در افغانستان تحت ارزیابی، غور و تحت تعقیب دارند و این کشورهای قضاوت های بعدی و اخر خود را در مورد موفقیت و ناکامی عساکر و سیاست امریکا در قبال افغانستان مربوطه می دانند.
ناکامی و شکست یک کشور نیرومند نظامی و عسکری در مقابل یک دسته و گروپ که نه نیروی هوایی و نه ستیلایت دارد، نه تجهیزات و نه در جنگ کدام نظم نظامی دارند، قدرت و توانندی امریکا را در سطع بین المللی تحت سوال خواهد برد، در کنار امریکا در جنگ علیه تروریزم همچنان پیمان نظامی ناتو نیز قرار دارد.
در جهان جنگ یک قطبی به پایان رسیده است لیکن شکست در افغانستان باعث از بین رفتن رسمی یک قطبی بودن خواهد شد.
امپراتوری سابق اتحاد شوروی با شکست در افغانستان خود نیز به شکست مواجه شد،ممکن شکست امریکا در افغانستان باعث شکست ایالات متحده امریکا خواهد شد.
در این جاه تسلط نظامی و عسکری مطرح نبوده، امریکا در جهان مرکز ضد فاشیزم، تروریزم و استبداد شمرده می شود، و همچینان در مقابل رژیم های که متجاوزگر اند و عدالت را تامین نمی کنند امریکا در راس مبارزه بر ضد انها قرار دارد، اگر امریکا در این جنگ به شکست مواجه شود ، در جهان کدام کشور دیگری برای این موقف پیش قدم نخواهد شد.
از طرف دیگر در کشورهای اسلامی موقف ایالات متحده امریکا طرح است در جهان اسلام القاعده از حمایت و پیشتبانی زیاد مستفید نبوده در صورت ناکامی در افغانستان القاعده و طالبان باعث قهرمانان جهان اسلام ظهور خواهند کرد و در ان صورت به ان ارزشهای جهان که امریکا برای ان مبارزه می نماید ضربه شدید وارد خواهد شد و تهدید امنیت در جهان افزایش خواهد یافت، و رژیم مستبد و ظالم ایران قوت و نیرو خواهد گرفت و برای ایران این چانس و زمینه مساعد خواهد شد که پروگرام و پلان های اتومی خود را توسعه دهد، روی این علت جامعه بین المللی تحت تهدید قرار خواهد گرفت.
اگر خروج عساکر در حقیقت فشار لازم بالای حکومات افغانستان و پاکستان بوده باشد که وظایف عساکر خارجی را انها بدوش گیرند درست و بجاه است لیکن به وقت نیاز است.
به نظر من چندین سال را در بر خواهد گرفت تا افزودن عساکر خارجی و امریکایی تغیری را در افغانستان بوجود بیاورند.
تربیه ارتش و پولیس افغانستان،تجهیز و اکمال به اسلحه مدرن،به انها مشوره دادن و بالاخره در مناطق و جای های مورد نظر جابجاه کردن، اینها کارهای هستند که در وقت کم صورت گرفته نمی تواند.
محترم اوباما ریس جمهور امریکا چندی قبل گفته بود که او نمی خواهد این جنگ را به ریس جمهور اینده واگذار نماید، اگر وی برای دوره دوم هم ریس جمهور امریکا بماند، خروج عساکر از افغامستان در مدت 7 سال ممکن نبوده است.
به نظر و اندیشه من مشکل ریس جمهور اوباما این نه بود که در باره استراتیژی جدید گاهی سخن می زد، مشکل این جاه بود که نتیجه استراتیژی را درست تشریح و توضع نکرد، زیرا وی به صفت و منحیث یک سیاست مدار سخنرانی می کرد و توجه زیاد به حزب خود یعنی به حزب دموکرات داشت و نظرات انها را مدنظر گرفت.
ریس جمهور ایالات متحده امریکا باید به صفت قوماندان اعلی و به زبان ان سخنرانی می کرد که باید به اراده قدرتمند ، توان مند و عزم راسخ می گفت که در جنگ جاری به تروریزم برد و موفقیت از ان امریکا است.
محترم اوباما گفت که امنیت ایالات متحده امریکا با جنگ افغانستان وابسته و گره خورده،لیکن به تاریخ خروج عساکر این را نشان داد که وی نسبت به این جنگ بی حوصله است.
تاریخ خروج عساکر را که وی نشان داده یک عمل سیاسی است نه عملیاتی و نظامی، این درست است که به اعزام کردن عساکر جدید جهت جنگ در افغانستان تغیر خواهد کرد و نتیجه خوب خواهد داد.
مردم تصور می کنند این کار برای این می شود که در سال 2010 در امریکا دوره وسطی انتخابات ریاست جمهوری باید قبل از ان تاریخ خروج تعین شده و خروج عساکر از افغانستان در وقت کمپاین انتخاباتی اغاز شود.
ریس جمهور اوباما از دموکراسی نوبنیاد افغانستان چیزی نگفت که به نظر من خیلی مهم است.
لیکن باید گفت برای کمک شرایط را وضع کردن بهتر و خوبتر بوده تا حکومت افغانستان علیه فساد مبارزه نماید و حکومت اداره خوب داشته باشد.
کنترول بالای حکومت افغا نستان را از طریق کمکهای بین المللی متوان اجرا و عملی کرد که در رابطه به این موضوع قبلا کار نشده بود.
محترم اوباما در استراتیژی جدید از مشارکت با پاکستان نیز یاداوری نموده و گفته که امریکا در مورد پیشرفت و دموکراسی پاکستان کمک می نماید.
همچنان وی گفت در محلات و مناطق که تروریزم پنهان شده ما تحمل کرده نمی توانیم، زیرا اهداف انها روشن و اشکار است.
به نظر من طالبان و القاعده دو روی یک سکه اند و ملزوم با هم اند، این طالبان است که زمینه فعالیت و کار را برای القاعده میها و مساعد ساخته اند و این طالبان است که از القاعده حمایت و پیشتبانی می نماید، بدون طالبان القاعده زندگی و فعالیت کرده نمی تواند و باید گفت کسانی که این دو نیرو یعنی طالبان و القاعده را مجزا از یک دیگرفکر می کنند در اشتباه اند.
در استراتیژی جدید توجه زیاد به پاکستان شده در حالیکه پاکستان مادر طالبان بوده و است.
پاکستان تحت تاثیر سیاست خط مرده دیورند و کشمیر از سیاست دوگانه علیه افغانستان، هند و امریکا کار گرفته و هیچ وقت در مبارزه علیه تروریزم صادق و راستگو نبوده است.
وزیر دفاع ایالات متحده امریکا محترم گـټیس گفته ناکامی عساکر خارجی در افغانستان به معنی به قدرت رسیدن طالبان است و همچنان طالبان پناه گاه محفوظ و امن برای القاعده محسوب می شود.
به نظر من برای عملی کردن استراتیژی جدید مشکلاتی وجود دارد.
1- تربیه ارتش ملی افغانستان که در مدت هشت سال گذشته در ترکیب ارتش ملی افغانستان پشتون ها کم بوده و در صورت عدم شمولیت پشتونها در ارتش، افغانستان با مشکلات روبرو خواهد شد.
2 - در مورد پروگرام و پلان ملکی، باید گفت که کار کردن دانشمندان افغانی به یک حکومت خوب و صادق می تواند عملی باشد وحکومت کرزی این صفات را ندارد.
3- شراکت با پاکستان که این شراکت نسبت به سیاست دوگانه پاکستان عملی نبوده است، زیرا اسامه بن لادن و بنیادگرایی اسلامی و گروپ های تندرو مذهبی با شمول طالبان توسط نظامیان و استخبارات پاکستان تمویل و حمایت می شوند و این باندهای اسلامی از نفوذ نسبی در پاکستان برخوردار بوده اند.
4- طالبان و القاعده که در افغانستان علیه عساکر خارجی جنگ می کنند نظامیان پاکستان به انها کاری ندارند،مانند ملاعمر،جلال الدین حقانی،حزب حرکت المجاهدین قبلا حرکت الانصار،گروپ خیلی خطرناک مولوی فضل الرحمن، سپاه صحابه،لشکرجنگوی، جنبش محمد،لشکر طیبه، جامعه محمدیه اهل حدیث و مدارس اسلامی پاکستان.
نظامیان پاکستان فکر می کنند در پیشتبانی و حمایت از بنیادگرایی اسلامی بقاه پاکستان نهفته است و روی این ملحوظ انها از طالبان و القاعده حمایت می نمایند و در رژیم های کودتایی و نظامی بسر می برند، روی همین علت ریس جمهور اسبق پاکستان پرویز مشرف از مسکو دیدار نموده و با سران دولتی روسیه نیز ملاقات های داشت تا امکانات کودتا نظامی را در پاکستان میها و سازماندهی نماید.
به خاطر اینکه دوری پاکستان از طالبان و القاعده و چنین یک طرز تفکر تغیر کند ریس جمهور ایالات متحده امریکا محترم اوباما در قدم اول پاکستان را تشویق کند که امریکا برای یک زمان درازمدت و طولانی مشغول مبارزه علیه تروریزم خواهد بود.
اینکه ریس جمهور امریکا گفته که کار را تمام می کنم این یک جمله ساده است، اوباما باید برای دشمنانان و مخالفین امریکا نشان بدهد که امریکا توان مندی مشلات موجوده را دارد.
مردم افغانستان در راستای دوستی با مردم ایالات متحده امریکا قرار دارد و این دوستی دو ملت بزرگ باید پایدار باقی بماند
اداره افغانستان اینده
نوشته شده در: دستهبندی نشده
11 Nov 2009
حکومت جدید و وظایف مبرم ان
کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان حامد کرزی را برنده دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اعلام کرده است.
فصلیه کمیسیون روی قانون اساسی افغانستان درست بوده و انتظار طولانی مردم را پایان بخشیده است.
دلیل انصرف عبدالله از شرکت در دور دوم انتخابات، کمیسیون انتخابات حامد کرزی تنها نامزد دوره دوم انتخابات را برنده اعلام کرد.
پیروزی محترم حامدکرزی مردم افغامستان را از یک انتظار طولانی بیرون کشید.
در تماس تلیفونی ریس جمهور ایالات متحده امریکا محترم اوباما کرزی را تشویق کرد فصل تازه ای در امر کشورداری بگشاید، از او خواست تلاشهای برای ریشه کن کردن فساد حکومتی و اداری را شدت بخشد، ریس جمهور اوباما ګفت، اما همان طورکه به او گفتم اثبات این موضوع نه در حرف بلکه در عمل مشاهده خواهد شد.
همچنان ریس جمهور ایالات متحده امریکا محترم اوباما در قصر سفید در یک کنفراس چنین فرموده است.
(من به ریس جمهور کرزی تاکید کردم که مردم ایالات متحده امریکا وهمه جامعه بین المللی می خواهند به وی و در دوستی به حکومت وی در افغانستان شگوفایی و امنیت را بوجود بیاوریم،لیکن من تاکید کردم که در چوکات یک حکومت خوب فساد اداری از بین برده شود و در این راستا تلاشهای جدی و خستگی ناپذیر صورت گیرد.
و برای تربیه قواوی امنیتی افغان تلاشهای فصل جدید را اغاز نمایم که از طریق ان خود افغانها بتوانند امنیت خویش را بگریند)
به نظر من اکنون باید یک حکومت نیرومند و قوی ساخته شود که با ایالات متحده امریکا و جامعه بین المللی منیحث یک شریک خوب روابط دوستانه و برادرانه داشته باشد، و در این راستا حکومت جدید بتواند که برای حل مشکلات کنونی کشور قابلیت، اهلیت و صلاحیت انرا داشته باشد که با دوستان بین المللی یکجاه مشکلات ملی و منطقوی افغانها را به شکل درست روی اصول قانونی حل نماید.
این یک شیوه و راه درست و معقولی است که افغانها با دوستی با ایالات متحده امریکا و جامعه بین المللی خود را از دایره فقر و عقب مانی نجات بدهد.
و این استراتیژی از وظایف حکومت و در کل از افغانها بوده که دست باهم داده و در راه امنیت همگانی و صلح سراسری قدمهای فوری بردارند.
ثانیا، حکومتی ساخته شود که قدر دوستی و کمکهای ایالات متحده امریکا و جامعه بین المللی را به چشم قدر نگرد و طوری رفتیار و عمل نماید که دوستان بین المللی ما بالای حکومت و اداره جدید اعتماد حاصل نمایندو همچنان قناعت انها را فراهم سازد.
حکومت جدید از طریق یک کمیته کاری ورزیده و دلسوز بوطن با پلان مطروحه و مترقی می تواند انرا جامه عمل بپوشاند.
دوستان بین المللی افغانستان از حکومت جدید انتظار دارند تا در مقابل فساد حکومتی به صورت فوری و جدی داخل مبارزه شوند تا فساد اداری از ادرات حکومت ریشه کن ساخته شود.
باید اضافه کرد که حکومت جدید بتواند علیه مواد مخدره،تجارت و زرع ان اقدامات جدی را روی دست گیرد و این لکه ننگین را از دامن افغانها پاک سازند، زیرا یکی از عوامل بدبختی و دوام جنگ همین تجارت و کشت مواد مخدره بوده که طالبان و القاعده از درک تجارت ان عاید هنگفتی بدست می اورند.
حامد کرزی ریس جمهور افغانستان باید انعده مقامات و مامورین بلند رتبه ای حکومت که در فساد،رشوت و قاچاق مواد مخدره دست دارند و حکومت را به شکست مواجه ساخته اند و همچنان فساد حکومتی و اداری علل کشیدگی در کشور شده اند از وظایف شان برکنار نمایند و انعده که مجرمان جنگی اند به څارنوالی و محاکم معرفی نمایند.
حکومت جدید به نظر من مکلف است تا در راستا مواد فوق الذکر گامهای عملی ،جدی، صادقانه و مطمین برادرد.
فضا موجوده سیاسی که بطرف مثبت در حرکت است، دشمنان صلح، ترقی و دموکراسی می خواهند با اشاره بیگانگان و کشورهای همسایه و منطقه وضع موجود را برهم زنندکه حکومت جدید در قبال این موضوع باید هوشیارانه برخورد نماید تا وحدت ملی ما از این اضافه صدمه نبنید.
در شرایط مبرم کنونی در دوستی و همکاری ایالات متحده امریکا و تعهد ان در ریشه کن کردن القاعده و تروریسم بین المللی و دوستی با مردم افغانستان کدام تغیری بوجود نیامده، و امریکا به پیشرفت خود در افغانستان را ادامه می دهد، تا فضا سیاسی کشور مطمین و افغانستان بطرف شگوفایی، ترقی و دموکراسی به پیش رود.مردم افغانستان شاهد حال بوده اند که فرزندان دلیر و مردم دوست ایالات متحده امریکا و جامعه بین المللی در افغانستان جانهای شرین خود را از دست می دهند که مردم افغانستان مردم قدر شناس بوده و قدر انرا می دانند.
کشورهای ایران، پاکستان و منطقه روی پلان های دولتی می خواهند جنگ را در افغانستان طولانی کرده به زعم خود شان جامعه بین المللی و ناتو را به شکست مواجه سازند، در حالیکه برای افغانستان القاعده و تروریزم مانند یک زهر بوده و مردم ما از کارکردکی انها نفرت دارند.
برای ما افغانها دوستی با ایالات متحده امریکا و ناتو یک افتخار جاویدانی بوده که افغانها را بسوی ترقی و پیشرفت سوق می دهد.ُ
اداره افغانستان اینده
نوشته شده در: دستهبندی نشده
12 Aug 2009دور دوهم انتخابات
بعضی از مفکرین سیا سی بدین فکر اند که انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم باقی خواهد ماند.
ایا امکان این موجود است که در مرحله اول انتخابات رایی مردم به دو نامزد ریاست جمهوری تقسیم شود؟
دیده می شود که اشرف غنی احمدزی قبل از دور نخست انتخابات به نفع احمدکرزی از کاندید شدن خود منصرف نخواهد شد، روی دلایل زیاد گفته می توانیم که انتخابات به مرحله دوم داخل خواهد شد.
به عقیده شخص خودم در این انتخابات رایی مردم قریه جات و اطراف افغانستان بسیار ضروری و مهم است.
از طرف دیگر روشنفکران در شهر های بزرگ کشور زندگی دارند که تاثیرات این قشر در شهرها واضع و روشن است.
در شهرها بزرگ متعلمین، معلمان، محصلین، استادان،کسبگران و زنان تعلیم یافته زندگی می کنند و این اقشار از شعور سیاسی خوبی برخوردارند.
برای این اقشار چانس رای دادن مساعد بوده تا در انتخابات شرکت کنند.
و لازم است که اینها از توجه زیاد و با نظر داشت منافع ملی در انتخابات جاری رای خود را به کاندید مورد نظر خود بدهند.
زیرا در شهرها بزرگ امنیت تامین بوده و مشکلات امنتیی قابل ملاحظه وجود ندارد.
از طرف دیگر مردم عوام ما از شعور سیاسی مناسب برخوردار بوده اند و علاقه دارند که در انتخابات شرکت کنند و برای کاندید مورد نظر خود را بدهند،در پهلو ان گفته می توانیم که رای مردم نیز در انتخابات جاری مهم و ارزنده است.
در شهر و اطراف کابل گفته می توانیم که تقربیا شش میلون نفر زندگی دارند و اکثریت تعلیم یافتگان در این شهر مسکن بوده اند.
انتخابات جاری در کشور برای مردم ما روحیه دموکراسی را می بخشد که مردم در این راستا تجارب نوین را حاصل می کنند، و این تجارب نوین به دکوکراسی نوپا ما خون تزریق می کند تا مردم ما به اینده شگوفا امیدوار بوده باشند.
در انتخابات جاری ریاست جمهوری رول جوانان ما برجسته است و لیکن بایدبا تاسف گفت که اکقریت جوانان ما از روزگار زندگی و بیکاری رنج می برند.
که رول جوانان در انتخابات جاری برجسته و تعین کننده است و به جوانان ارزنده کشور لازم و ضروری است تا در روند انتخابات جاری شرکت کنند و از احتیاط و هوشیاری ملی خود کار بگیرند.
مطلب اساسی این است که اکثریت مردم در جریان انتخابات ریاست جمهوری بدور اشرف غنی احمدزی، احمد کرزی و رمضان بشردوست جمع خواهند شد.
در انتخابات جاری روحیه مردم یک کمی ضعف بوده و با شور و ذوق همرا نیست.
و اگر در این حالت اساس و نازک انتخابات به مرحله دوم باقی بماند در حالیکه طالبان سبوتاژ و تهدید می کند و از دیگر کاندیدان محترم ریاست جمهوری هیچ یک از اینها نه توانسته اند که یم پالیسی و سیاست دقیق صلح در مورد حالبان و دیگران داشته باشند، بدین ملحوظ گفته می توانیم که این نامزدان موقف علنی در قبال مسایل صلح و امنیت کشور ندارند که برای مردم خود ارایه بدارند.
به فکر شخصی خودم در انتخابات جاری کاندیدان محترم نخواهند توانست پنجاه ویک (51) رای را بدست بیاورند روی این ملحوظ انتخابات به مرحله دوم داخل و باقی خواهد ماند.
اگر چنین شود که انتخابات به مرحله دوم باقی بماند در این جاه مشروعیت نظام تحت سوال قرار خواهد گرفت.
ستره محکمه برای کرزی مدت سه ماه ریاست را تمدید نمود و این کار تکرار نخواهد شد.
چی باید شد؟
ایا کرزی باز هم از چل و فریب کار خواهد گرفت؟
تمدید مکرر دوره ریاست کرزی به هیچ صورت مشروعیت نخواهد داشت و باعث نفرت ملت خواهد شد.
راه دیگر راه قانونی است، ان اینکه یک کمتیه مستقل ایجاد شود و قدرت از کرزی به این کمتیه انتقال داده شود، این کمتیه یک کمتیه اجراییوی خواهد بود و اختیار خواهد داشت که مجرمان جنگی و قاچاقچیان مواد مخدره را به محاکم تسلیم نماید.
ااین کمتیه برای اجراات خود ضرورت نخواهد داشت که منتظر منظوری کدام مرجع باشد، زیرا پارلمان،کابنیه و احمد کرزی از مجرمان جنگی و قاچاقچیان مواد مخدره حمایت می نمایند.2009 اگست 12
اداره اینده افغانستان
نوشته شده در: دستهبندی نشده
6 Jul 2009ویب سایت افغانستان اینده یک نشریه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مستقل است، که در شرایط دشوار کنونی از طرف افغانان ترقی طلب ایجاد و به پیش برده می شود، و هم ضرورت اجتماعی و سیاسی کشور تلقی می شود.
افغانستان کشورِِی به قدامت تاریخی در ادوار مختلف تاریخ به جنگها،رنجها و مصبیتهای فروان روبرو شده است، که در اکثر وقایع دردناک جنگها بالا ما از مرز خارج تحمیل شده است.
این مردم قهرمان در مراحل مختلف تاریخی از تمامیت ارضی، منافع ملی،حراست ازادی،استقلال و بخاطر ترقی به شجاعت و دلیری رزمیده اند،که مردم این مرز و بوم روحیه ملی را برای همیش در وجود خود نهفته دارد، و در طول تاریخ انرا زنده نگاه داشته اند.
در شرایط موجوده در کشور ما عقب مانی اقتصادی،با ثروت ملی برخورد ناسالم، دموکراسی شکننده، روند کند بازسازی،سیاست نادرست ملی، فساد اداری، دزدی، اختلاس، نبودن حاکمیت قانون، انارشی سیاسی،تجاوز فرهنگی و سیاسی کشورها همسایه و جنگ کنونی از جمله مشکلات جامعه افغانستان شمرده می شود.
تجاوز و حمله بی رحمانه اردو سرخ اتحاد شوروی سابق، ظلم و ستم پیروان این تجاوز بالای مردم افغانستان، جنگهای تنظیمی،و تجاوز کشورهای همسایه در وجود این تنظیمهای اسلامی بالای کشور، و بعداً طالبان تاریک اندیش مشکلات، قتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی را به کشور ببار اورد، همچنان سقوط و پروپاشی شوروی سابق، تغیر سیاسی، اجتماعی و مفکوری کشورهای منطقه و سقوط و فرار طالبان و تغیر دولت و حاکمیت در افغانستان، ضرورت این را به وجود اورد، که یک عده منورین ترقی پسند به شرایط امروزی یک نگاه جدید کند و در این راستا ان ارزشهای که به منافع ملی ما مطابقت داشته باشد ان را به مردم خود برسانیم و توضع کنیم.
ما منافع اکثریت مردم افغانستان را مقدم دانسته و دفاع از این منافع را رسالت خود می دانیم و در این راه تلاش می نمایم، تا وحدت ملی به شکل عملی ان تامین گردد.
ما کوشش و تلاش داریم بدور از منافع شخصی انچیزی را به رشته تحریر در اوریم که از منافع اکثریت مردم ما نمایندگی کرده بتواند.
در مورد فضا سیاسی کشور باید گفت که روشنفکران ما در حالات تشتت و پراگندگی سیاسی قرار دارند و ما سعی می نمایم تا راه بیرون رفت از این بن و بست را به مردم خود نشان بدهیم و شرایط سیاسی را تحلیل و ارزیابی نمایم.
هدف ما از این نوشتار ان است تا انعده روشنفکران ما که خواهان ترقی، و دموکراسی اند با اهداف ما دسترسی داشته باشند و در این راه بما همکاری نمایند.
ادراه افغانستان اینده از هموطنان ترقی خوا تقاضیا دارد، تا برای ما مطالب سیاسی و فرهنگی نوشته کنند که با اساس روح جامعه ما مطابقت داشته باشد تا خوانندگان گرامی به مطالعه ان این اطمنیان را حاصل نمایند که در کشور ما نویسندگان ای هستند که مطابق شرایط کنونی و اینده کشور مطالب ارزنده را برشته تحریر در می اورند.
و ما خواهان ان هستیم که از طریق منعویات ملی و مترقی و پخش ان در جامعه در از بین بردن نفرت، بی علمی، نادانی ودر از بین بردن عقب مانی موثر تمام شود.
افغانها می توانند در سطع بین المللی دوستان خوب داشته باشند و برای دوستی مطمین کار سیاسی و فرهنگی لازم ضروری است.
بدین ملحوظ می توانیم از طریق دوستی با مردم و رهبران ایالات متحده امریکا در قطار کشورهای متمدن محسوب گردیم.
روی همین علت و نظریه انعده دوستان ترقی خواه که خواهان همکاری بماست و در این راستا ارزوی همکاری دارند تماس برقرار نمایند، تا مشترکاً مردم کشور را اگاهی دموکراتیک بدهیم و همچنان تشویق نمایم تا از بنیادگرایی و افراطیت اسلامی مردم خود را نجات بدهند، زیرا تا وقتی که بنیادگرایی اسلامی و القاعده در کشور و منطقه از بین نرفته باشد، پیشرفت وترقی امکان پذیر نمی باشد.
دوستان، بیاید مشترکاً برای تمامیت ارضی، حاکمیت ملی، استقلال ملی، حاکمیت قانون، ابادانی وطن،پیشرفت، ترقی، بازسازی و وحدت ملی کار و مبارزه خستگی ناپذیر نمایم.
و یگانه راه همین است تا برای ترقی کشور کار نمایم، تا افغانها بتوانند از تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم کشورهای، روسیه فدارتیف،پاکستان، ایران و عربستان سعودی در افغانستان جلوگیری نمایند.
دوستان نهایت گرامی! رهبران سیاسی افغانستان همیشه در معامله گری سیاسی و وابستگی با کشورمغرض باقی مانده اند، به همین دلیل محور مبارزاتی ما نه تنها با اساس ارزشهای ایدیالوژیک استوار بوده بلکه ما در فکر تحولات کفیی و بنیادی هستیم که در فکر ما این تحول در رشته های فرهنگ، سیاست، و اقتصاد و جامعه ممکن پذیر است، و نباید به این پدیدههای اساسی بطور خشک و کتابی (دگم) برخورد نمایم.
در اخر باید گفت که هدف ما این است تا مرکز ثقل مبارزاتی را در بین مردم ایجاد نمایم تا از این طریق در بین مردم به مردم خود خدمت نمایم، که بهترین دموکراسی همین است.
با احترام فایقه اداره افغانستان اینده
افغانستان خانه بزرگ و مشترک همه اقوام ومردم این مرز و بوم است.