امان الله عمر
ایران پاکستان و کشورهای منطقه باید بدانند که ایالات متحده امریکا میدان را در افغانستان رها نمی کند و هکذا بی طرفی افغانستان نیز سوالی نیست که افغانها در پی ان باشند. افغانستان امروز تحت ضربات مرگبار ایران و پاکستان قرار دارد، کشور عزیزمان امروز میدان رقابت های منطقوی است که برای افغانها به جز از کشتار و خرابی چیزی دیگر به ارمغان نیاورده است. کشورهای منطقه و بخصوص پاکستان و ایران بقای افغانستان را تحت سوال قرار داده اند و در شرایط کنونی افغانها با اثر جنگهای طولانی بقای خود را از دست همسگایان اش تضمین کرده نمی تواند. در حالیکه از روی پرنسیپهای قبول شده جهانی اعضای ملل متحد حقوق مساوی دارند، در حالیکه ایران و پاکستان آرزو دیرینه دارند که برای افغانها سیاست داخلی و خارجی شان را تعیین نمایند. روی همین عوامل بود که لوی جرگه عنعنوی با پایگاهای نظامی ایالات متحده امریکا موافقت کرد. این خود یک گام بسوی استقلالیت و خود اردایت افغانها را در سطع منطقه و جهان آشکار نموده و نشان داد که لوی جرگه برای حضور نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا در خاک افغانستان ابراز موافقت نموده، که در نقاط مختلف افغانستان و ممکن در بگرام، شنډند، خوست، ننګرهار و مزار و غیره، ایالات متحده امریکا بعد از سال ۲۰۱۴ نیروهای خاص عسکری و وسایل نظامی خود را در این پایگاها جابجا نمایند که به سود افغانستان تمام خواهد شد ، و دلالت به این دارد که افغانستان کاملا یک کشور است که
سمت و جهت دارد، و یک کشور بی طرف نیست ،از سوی دیگر این امر باعث خواهد شد تا ایران پاکستان و کشورهای منطقه دست از مداخله در امور افغانستان بکشند و دیگر این کشورهای در مدت طولانی نمی توانند مصارف جنگ افغانستان را تادیه نمایند، این کشورهای مشکلات اقتصادی و داخلی خود را نیز دارند و این امر باعث خواهد شد تا افغانستان از بحران امنیتی بیرون شده و بسوی ترقی رهنمون گردد . من بدین نظر هستم، اینکه کشورهای مداخله گر ایران و پاکستان وقتی بدانند که ایالات متحده امریکا و متحدین آن میدان را رها نمیکنند مداخلات شان از ریشه بر کنده خواهد شد. پایگاهای نظامی ایالات متحده امریکا و حضور دراز مدت ان در خاک افغانستان می تواند کشور را از چنگال ایران و پاکستان در امان نگاه دارد، اینکه در لوی جرګه عنعنوی که به غرض مشوره در مورد ایجاد پایګاهای نظامی امریکا دایر شده بود به دولت افغانستان چنین مشوره داده شده که ایالات متحده امریکا باید در مقابل تجاوزات ایران و پاکستان و یا هر کشوری دیگری که بالای افغانستان حمله نماید باید از افغانستان دفاع نماید، مشوره بسیار عاقلانه و بر جا است، طوریکه دیده می شود که از خاک ایران و پاکستان حملات علیه مردم صورت می ګیرد ، چون افغانستان در حالتی نیست که جوااب بګوید روی این ملحوظ طوریکه هلیکوپتترهای امریکایی که از انها بر منزل اسامه بن لادن در ابیټ اباد پاکستان کار ګرفته شد از خاک افغانستان پرواز نموده بودند، که هدف امریکا در حمله یاد شده یک هدف مشروع بود و در اینده در همچو مواردی که از ایران و یا پاکستان علیه خاک ما تجاوزات صورت می ګیرد باید دفاع مشروع صورت ګیرد. لوی جرګه عنعنوی برای دولت افغانستان مشوره داده تا از همچو حملات در اینده نیز استفاد صورت ګیرد هر چند در شرایط کنونی منافع سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه ایران و پاکستان با امریکا در همسویی کامل قرار ندارد، و درمنطقه منافع مردم افغانستان با منافع ایالات متحده امریکا در توافق کامل قرار دارد و این واضع است که ایالات متحده امریکا و متحدین ان در افغانستان برای نابودی تروریزم بین المللی و برای نفوذ در این منطقه غنی از انرژی به افغانستان امده اند. هر چند با مخالفت های کشورهای چین روسیه ایران و پاکستان روبرو بوده است، و در این راستا افغانها می توانند بر منافع منطقوی دسترسی پیدا کنند و این کاملا به سود افغانستان است . روسیه، چین ، ایران و پاکستان در منطقه می دانند که افغانستان به دلیل موقعیت خود نزدیک به ذخایر نفت و ګاز اسیا میانه، دریا کسپین و خلیج عرب از اهمیت خاص ستراتیژیک برخوردار است و افغانستان هر گز از این موقعیت خود استفاد نیک نه نموده و برعکس قربانی این موقعیت خود شده است. و اکنون زمان ان فرا رسیده که افغانستان از راه دوستی با ایالات متحده امریکا بتواند از این موقعیت خود استفاده اعظمی ببرد ، از طرف دیګر این واضع است که برای امریکا بودن در افغانستان برای نابودی تروریزم بین المللی و اهداف مشروع دیګر مطرح بوده است، به هر صورت به موجودیت ایران و پاکستان افغانها هر ګز نمی توانند از این موقعیت خود به مفاد افغانستان استفاده نمایند، ایران و پاکستان این حق را برای افغانستان قایل نبوده اند، به هر صورت پایګاهای نظامی امریکا در افغانستان خالی از مفاد اقتصادی عملی و تخنیکی نیست و افغانستان را بسوی جهان شدن می ګشاند ، و در اخر باید ګفت که حضور امریکا در افغانستان بر محور منافع ستراتیژی افغانستان و ایالات متحده امریکا می چرخد ، باید ګفت افغانستان دیګر یک کشور بی طرف نیست، و ایران و پاکستان باید بدانند که بیش از این باعث خشم افغانها نشوند

امان الله عمر

هر چند در مورد حمایت رژیم سفاک ایران از القاعده بحث های صورت گرفته و گفته می شود ایران از سازمان تروریستی القاعده حمایت می نماید، و در این راستا برای این سازمان جنگجویان را جلب و جذب می نماید.

پاسداران ایران و بخصوص شاخه قدس علیه منافع افغانستان و غرب می جنگید، گفته می شود ایران بالای بعضی سران القاعده سرمایه گذاری نموده، از جمله عضو ارشد ان بنام سیف العادل که در ایران زندگی کرده و اکنون نیز تحت حمایت قدس فعالیت های تروریستی خود را به پیش می برد.

به استناد یک راپور کانگرس ایالات متحده امریکا، ایران به طور تدریجی با القاعده روابط خود را تامین کرده و انرا نیز گسترش داده است.

یکی از محافظان شخصی اسامه بن لادن رهبر کشته شده سازمان تروریستی القاعده اظهار داشته، که رهبران ارشد القاعده با ایران در ارتباط هستند.

حمایت ایران از طالبان ناشی از همکاری ایران با القاعده است، زیرا روابط طالبان( تندرو سنی) با رژیم شعیه و ظالم ایران در زمان حاکمیت طالبان خوب نبود، و مناسبات افغانستان و ایران در ان زمان به تیرگی کشیده شده بود.

اینکه ایران چگونه توانست روابط خود را با طالبان که با هم دشمن بودند بهبود بخشد، سوالی است که باید به آن پاسخ گفته شود و آن اینکه ایران وقتی رژیم طالبان در افغانستان سقوط نمود، یک تعداد کثیری از اعضای سازمان القاعده به ایران پناه بردند و به همین ترتیب ایران روابط خود با سازمان تروریستی القاعده را تامین کرد.

به نقل از مجله فاران پالیسی ناصر احمد البحری در گفتگو با شبکه ماهواره العربیه اظهار داشت، که رهبران ارشد القاعده همچون سیف العادل و ابو حفص مسول ایجاد ارتباط با ایران هستند.

اینکه چگونه سازمان تندرو سنی و تروریستی القاعد با رژیم تروریستی و شعیه ایران باهم روابط خوب و همکاری دارند، البحری در پاسخ به این سوال که دلیل اتحاد ایران و القاعده چیست، گفت چون دشمن ما ایران و القاعده یکی است و ان امریکا است.

رژیم تروریستی ایران که حامی سازمان دهشت افگن القاعده بشمار میرود، به حمایت و پیشتبانی همه جانبه از گروه های حماس در فلسطین، جنبش حزب الله در لبنان، شبه نظامیان در عراق و طالبان در افغانستان می نماید، پاسداران ایران و بخصوص شاخه قدس ان مستقمیآ در طرح اقدامات تروریستی در خاور میانه و افغانستان شرکت جسته و انها را مورد حمایت قرار می دهند.

اینکه چگونه ایران توانسته با طالبان روابط خوب داشته و انها را حمایت مالی و نظامی نموده، همه این روابط توسط شبکه القاعده تامین شده است، به عبارت دیگر ایران در قدم اول با القاعده روابط حسنه ایجاد کرد، و از طریق ان با طالبان.

اکنون دیده می شود که در عقب هر عمل تروریستی در افغانستان ایران و پاکستان قرار دارد.

در مورد کشته شدن اسامه بن لادن رهبر شبکه تروریستی در ابیـت اباد پاکستان، مقامات ایرانی به نوع از ان انکار نموده، و گویا اینکه اسامه قبلا فوت نموده، که در این راستا وزیر استخبارات ایران با بی شرمی اعلام می دارد، که اسامه گویا کشته نشده است.

هر چند وزیر استخبارات ایران در مورد هیچ نوع اسناد ارایه نمی دارد و سخنان وی روی حقایق استوار نمی باشد.

اگر همچو یک چیزی بوقوع می پیوست، گویا اینکه اسامه بن لادن به اثر مریضی که عاید حالش گردیده، فوت می نمود، اگر ایران از این جریان خبر می داشت چرا قبلا از ان یاداوری نمی کرد، هر چند مقامات ایرانی به بی شرمی و دروغ عادت کرده اند، و مردم دنیا به حرف های دروغین مقامات ایرانی اصلا باور ندارد.

در حالیکه خود سازمان القاعده کشته شدن اسامه بن لادن را در پاکستان تایید نموده اند و در پهلوی ان دختر دوزاده ساله اسامه اظهار داشته که وی کشته شدن پدر خود را دیده است، و از طرف دیگر طالبان پاکستانی و افغانی نیز کشته شدن اسامه بن لادن را مهر تایید زده اند، دیگر جای برای چرندگویی ایران باقی نمانده بدون از شرمساری!

با در نظر داشت فعالیت های تروریستی ایران در اطراف جهان و با حمایت از سازمان تروریستی القاعده؛ این کشور سزاوار مجازات است، تا دست از حمایت القاعده و طالبان بر دارد.

با ارتباط نقش تخریبی و تروریستی ایران و همکاری ان با القاعده، یک مقام عربستان سعودی به تلویزون سی ان ان امریکا گفت، مرگ اسامه بن لادن خبر خوشی است باید به خاطر داشته باشیم که رژیم ایران از القاعده حمایت می کند و پسر اسامه بن لادن که در ایران است می تواند یکی از رهبران شبه نظامی این گروه در اینده شود.

اکنون بر دولت حامد کرزی است تا از وضع پیش امده که بعد از کشته شدن اسامه بن لادن بوقوع پیوسته به نفع افغانستان استفاده نماید و اسنادی که افغانستان در رابطه به مداخلات ایران و پاکستان در دست دارند، به مقامات جامعهٔ جهانی باید سپرده شود، و در قبال ایران و پاکستان از سیاست ملی و جدی باید کار گرفته شود

شیما جبارخیله

سوریه و لبنان دو کشوریکه دچار بحرانهای داخلی بوده و مردمان آنها در دودستگی و اختلاف بسر می برند، که شبکه تروریستی قدس ایران در این بحرانهای نیز دست دارد، و این اختلافات از خارج بر این کشورها تحمیل شده است.

این دو کشور از مدت مدیدی بدینسو دستخوش مداخلات آخوندی ایران بوده اند، که بعد از سقوط صدام حسین اینک ایران در تلاش است، تا از طریق نور المالکی و صدر با سوریه و لبنان نزدیکتر شود، و قرار اطلاعات از داخل سوریه صدها تن از اعضای سپاه پاسداران ایران در سوریه بسر می برند، و در کشتار مردم بی گناه سوریه مستقیمآ دخیل اند.و از طریق دیگر از طرف قدس و بنی صدر رهبر شیعان عراق،ایران می خواهد روی برنامه حساب شده دولتی و پلان های مطروحه، این سه کشور را در این بخش دنیا با منافع حزب الله و حماس فلسطین هم آهنگ سازد .

اکنون که در سوریه موج اختلافات علیه بشاراسد ، بوسیله تظاهرات نمایان است، ایران در پی آن است تا حیات سیاسی رژیم سفاک بشاراسد را در منطقه حفظ نماید.نظر به گفتار و اظهارات مخالفین رژیم اسد، نیروهای ایران و قدس در کشتار مردم بی گناه سوریه که در پی حصول عدالت اند دخیل بوده اند.

ایران آخوندی روی ستراتیژی دولتی ، در این حصه دنیا طوری نیروهای استخباراتی خویش را سازماندهی کرده، تا از طریق نیروهای تروریستی حزب الله و حماس اوضاع را در منطقه وخیم نگاه داشته و از طرف دیگر تحت همین شعار در جستجو اتمام پروژهٔ‌بم اتومی خود نیز است و این غفلت دنیا متمدن است، که برای ایران در عراق، افغانستان، سوریه و لبنان موقع مداخلات را داده است..

دولت سفاک ایران که توسط آیت الله خمینی تهداب آن گذاشته شده، و در زمان خمینی بود که شعار صدور انقلاب اسلامی ایران به پیش کشیده شد.روی هیمن شعار بود که بین ایران و عراق جنگهای چند سالهٔ در گرفت. رژیم مداخله گر ولایت فیقه ایران روی همان روش خمینی ، صدور انقلاب اسلامی را به شیوه ایرانی ان در پیش گرفته است. مداخلات پنهان و آشکار و سیاست های مغرضانهٔ خویش را در کشور های افغانستان، عراق ، فلسطین ، لبنیان ، سوریه، صومالیا، فلپین، بحرین و غیره به پیش می برد.

ایران از این مداخلات و دست درازی های خود می خواهد چیزی به دست بیاورد، آن اینکه نفوذ سیاسی، فرهنگی و مذهبی خود را در این مناطق گسترش دهد.در این اواخر جنرال مارتین دمپسی نامزد مقام لوی درستیزوال اردوی امریکا گفته است، ایران بزرگترین خطر برای صلح جهان و ثبات شرق میانه است.این درست است و باید هر چه زودتر دست ایران در این مناطق کودتا شود.هر چند در سوریه، لبنان و بحرین مداخلات اشکار و بی شرمانه حکومت ایران از دید مردمان این کشورها پنهان نیست

در حال حاضر مردم سوریه علیه رژیم طرفدار ایران در سوریه قیام نموده اند ، و دور نیست که رژیم بشارالسد به سقوط کلی مواجه شود. چون محور شرارت و مداخلات ایران را در منطقه وجود دولت کنونی سوریه تشکیل می دهد بدون شک که با سقوط این رژیم گلیم دولت نامیمون رژیم آخوندی نیز در منطقه چیده خواهد شد.

برد و باخت: وجیزه ها

تتبع و نگارش :شیما جبارخیله

در دنیای ورزش یک تیم یا برنده می شود و یا هم بازنده، اگر کدام مسابقه مساوی باشد، درآن صورت پنالتی می زنند تا تیم برنده معلوم شود.

بعضی اوقات ما فکر می کنیم که زندگی نیز مانند ورزش می باشد که یک تیم برنده می گردد و تیم دیگر بازنده.

یعنی یک حالت برد و باخت وجود دارد، برای این که ما نه می خواهیم بازنده باشیم به همین خاطر دست به مقابله و مجادله می زنیم و در خاتمه ما مناسبات دوستی را که با دیگران داشتیم از دست می دهیم.

البته هیچ کس خوش نه دارد که بازنده شود و در اهداف اش ناکام بماند، پس ما به تمام قیمت کوشش می کنیم که برنده شویم.

باختن و یا ناکام ماندن در یک چیز و یا یک کار بعضی اوقات برای ما چنان معلوم می شود که گویا ما حیثیت و اصلیت خود را از دست داده ایم و یا هم شخصیت ما مورد حمله قرار گرفته است.

برای اینکه شخصیت و اصلیت خود را حفظ کرده باشیم، ما به زودی از عدم موافقیت به سوی بحث و مشاجره می رویم و بعدا دیگران را مورد حمله قرار می دهیم.

چیزی که ما در معطبوعات داخلی و بیرونی کشور مشاهده می کنیم.

مگر بر خلاف اگر در یک مباحثه هر کس نظریات خود را در یک فضای اعتماد ارایه کند ما به سوی یک حالتی حرکت می کنیم که در ان تمام جوانب برنده می شوند.

یک مقوله انگلیسی است که می گوید، او زانوان جانب مقابل خود را قطع می کند تا قدش بلند معلوم شود.

به عباره دیگر ما کوشش می کنیم که با تحقیر و توهین نمودن طرف مقابل در یک بحث و مذاکره برنده شویم.

فرضآ تصور کنید یک روزیک مبصر تلویزون و یا یک صاحب نظر سیاسی افغان در یک بحث داغ شرکت می نماید، در جریان جر و بحث او برنده می شود و حریفش را شکست می دهد.

در این حالت دو اتفاق می افتد، کارشناس و یا مبصر سیاسی بحث را می برد، ولی دوستش را از دست می دهد، و بدتر از ان این که خود را می بازد.

ما همه دوست داریم که موفق باشیم، ما می خواهیم تا برنده شویم و نظریات و افکار ما مورد تایید و قبول قرار گیرد.

ولی نکته مهم این است که موفقیت ما نه باید به قیمت تخریب دیگران به دست اید.

موفقیت می تواند یک شخص را مغرور ساخته و او را وادارد که در مورد خود گزافه گویی کند و به اصطلاح لاف بزند.

غرور بی جا باعث سقوط انسان می گردد و یا بهتر بگویم باعث هلاکت انسان می شود.

هر انسانکه سقوط کرده است ناشی از تکبرش بوده است، بعضی اوقات لازم است متواضع گردید تا درسهای مهمی دیگر را یاد بگیرید.

( در تنگنای خانه گردون هلال وار، خواهی سرت به سقف نساید خمیده رو. بیدل)

( افتادگی اموز اگر طالب فیضی، هر گز نخورد اب زمینی که بلند است)

مطابق به این ضرب المثل که میگوید( همان طوریکه اهن اهن را صیقل می کند انسان نیز انسان را صیقل می کند.

در هنگام مشاجره یک مشکلی که وجود دارد این است که هر شخص کوشش می کند تا شخص دیگر را بران یا تیز کند.

ما فکر می کنیم که حق به ماست و جانب مقابل ما ملامت می باشد و این مکلفیت و وظیفه ماست تا او را متیقن ساخته و تغییر بدهیم.

مگر وقتی کار ما به بحثهای داغ و مخالفتهای جدی می کشد، ما باید از خود سولات ذیل را مطرح سازیم:

- أیا این اختلاف یا بران شدن که از یک حالت مشکلی ناشی شده است مرا یک شخص بهتر می سازد و یا یک شخص تلختر؟

- آیا از این طریق من بیشتر قهر خواهم شد و یا یک شخص مهربان و ملایم باقی خواهم ماند؟

آیا این بران شدن می تواند مرا متواضع و سپاسگذار سازد و یا این که مرا یک ادم منفی و انتقادی مبدل می سازد؟

آيا این بران شدن می تواند کرکتر مرا بهتر سازد و مرا به معیار پختگی برساند و یا این که مرا مغرور و گستاخ خواهد ساخت؟

رئيس جمهور امريکا گفت: امريکا شاهد بازگشايي فصلي تازه در عرصه ديپلوماتيک و در دوراني است که تغييرات چشمگيري در جهان عرب و شرق ميانه در حال وقوع است.

به گزارش گران افغانستان، براساس گزارش خبرگزاري فرانسه، بارک اوباما، رئيس جمهور امريكا روز پنجشنبه در سخنراني خود در وزارت امور خارجه امريكا در واشنگتن گفت: سوال اين جاست که امريکا چه نقشي مي تواند در رويدادهاي جاري در شرق ميانه و شمال افريقا داشته باشد؟

وي افزود: فصل جديدي در تاريخ ديپلوماسي وزارت خارجه امريکا گشوده شده و در 6 ماه گذشته شاهد رويدادهاي خارق‌العاده‌اي بوديم. حالا مردم در سراسر منطقه، حقوق اساسي خود را مطالبه مي‌کنند.

وي همچنين تاكيد كرد كه امريکا همواره از اصلاحات سياسي و اقتصادي در منطقه حمايت کرده است.

رئيس جمهور امريکا درباره وضعيت ليبيا گفت که اگر امريکا و متحدانش وارد عمل نمی شدند، هزاران تن از مردم اين کشور کشته مي‌شدند.

وي افزود: زمان عليه معمر قذافي، رهبر ليبيا است. كنترول كشور از دست وي خارج شده و مخالفان، شوراي موقت مشروع و معتبر تشكيل داده‌اند. معمر قذافي سرانجام از قدرت كناره‌گيري خواهد كرد. رفتن قذافي حتمي است.

اوباما با دفاع از عملكرد خود در خصوص اقدام نظامي عليه رهبر ليبيا اظهار كرد: سرانجام قذافي از قدرت كناره‌گيري خواهد كرد ويا وي مجبور به كناره‌گيري خواهد شد ، و بالاخره يك دهه تجاوز در اين كشور به پايان مي‌رسد و دموكراسي حاكم خواهد شد.

اوباما در ادامه سخنان خود در خصوص روند صلح شرق ميانه تصريح كرد: روياي تشكيل كشور يهودي و دموكراتيك اسرائيل با اشغال دائم محقق نمي‌شود. براي فلسطيني‌ها هم تلاش براي سلب مشروعيت اسرائيل به شکست منتهي خواهد شد. اقدامات نمایشی براي منزوي کردن اسرائيل در سازمان ملل متحد در ماه سپتمبر باعث تشکيل شدن کشور مستقل فلسطين نخواهد شد. تعهد ما به امنيت اسرائيل غير قابل تزلزل است. ما در برابر تلاش‌ها براي انتقاد از اسرائيل در مجامع بين‌المللي مي‌ايستيم.

اوباما در سخنراني 45 دقيقه‌ اي خود در وزارت امور خارجه امريكا گفت: سرحدات اسرائيل و فلسطين بايد بر اساس سرحدات سال 1967 باشد. بنابراين به رسميت شناختن مرزها براي تشكيل دو كشور ضروریست. صلح نيازمند مشارکت دو طرف است. هيچ صلحي را نمي‌توان تحميل‌ کرد، ضمن آن که تاخير در اين مسئله به معناي پايان يافتن آن نيست.

وي افزود: مردم فلسطين بايد اين حق را داشته باشند كه كشور خود را اداره كنند.

رئيس جمهور امريكا با انتقاد از سركوب مردم بحرين گفت: دستگيري گسترده و سركوب بي‌رحمانه مغاير حفظ حقوق اتباع بحريني است و تنها راه حل اين مسئله مذاكره گروه‌هاي مخالف با دولت است. بحرين متحد ديرين امريكاست و ما در حفظ امنيت اين كشور متعهديم.

رئيس جمهور امريکا مدعي شد که امريکا در نظر دارد از حقوق جهاني همه افراد حتي کساني که ديدگاه هاي شان مخالف امريکا است، حمايت كند.

اوباما در اين سخنراني كه به اوضاع شرق ميانه و شمال افريقا اختصاص داشت، افزود: حکومت بحرين بايد زمينه گفتگو را ايجاد کند و مخالفان هم بايد دراين گفتگو شرکت کنند تا يک آينده درست براي همه بحريني‌ها بوجود آید. در واقع يکي از درس‌هاي بزرگي که بايد در اين دوره گرفت اين است که اختلاف مذهبی نبايد منجر به مناقشه شود. ما در عراق چشم انداز يک دموکراسي چند ملیتی و چند مذهبی را شاهد هستيم. مردم عراق خطرات مربوط به خشونت سياسي را نپذيرفتند و آن را رد کردند. آنها طرفدار يک روند دموکراتيک هستند. آنها مسئوليت کامل تامين امنيت خود را برعهده گرفته‌اند. البته مثل هر دموکراسي نوپايي آنها با موانعي روبرو خواهند شد اما عراق اماده است تا در صورتي که به پيشرفت آرام و صلح آميز خود ادامه دهد نقشي کليدي را در منطقه ايفا کند. ما افتخار خواهیم کرد که به عنوان يک متحد درکنارعراقي ها باشيم.

اوباما افزود: پس در ماههاي آينده امريکا بايد از همه نفوذ خود استفاده کند و اصلاحات در منطقه را تشويق کند. اصلاحات واقعي صرفا در صندوق‌هاي راي بدست نمي‌آيد. ما از طريق تلاش‌هاي خود بايد از حقوق اساسي يعني بيان کردن نظرات و دسترسي به اطلاعات حمايت کنيم.

رئيس جمهور امريکا خاطر نشان کرد: امريكا تلاش مي‌كند تا همه اديان مورد احترام باشند و بين آنها پل ارتباطي زده شود. در منطقه‌اي که زادگاه سه دين در دنيا بود، تحمل‌ناپذيري فقط به رنج و رکود منجر خواهد شد. براي آنکه اين فصل از تغيير محقق شود مسيحيان بايد حق عبادت آزادانه در قاهره را داشته باشند. .

اوباما با اشاره به کشته شدن اسامه بن لادن، رهبر سازمان القاعده گفت بن لادن قاتلي بزرگ بود، حتي قبل از آن که کشته شود، مردم عقايدش را نمي پذيرفتند. قبل از مرگ بن لادن هم مردم شرق ميانه و شرق و شمال افريقا مخالف اندیشه های او بودند.

رئيس جمهور امريکا همچنين افزود: اعتراضات در تونس و جاهاي ديگر نبايد باعث تعجب شود، زيرا ستراتیژي اعمال زور بيش از اين مثمر نیست.

اوباما در مورد بشار اسد، رئيس جمهور سوريه گفت: بشار اسد يا بايد در فکر تغييرات سياسي در کشور ش باشد يا از قدرت کناره کند.

رئيس جمهور امريکا همچنين از بخشش يک ميليارد دالر از قرض هاي مصر خبر داد و گفت: حمايت امريکا از دموکراسي مبتني بر اطمينان از ثبات مالي، ارتقاء اصلاحات و ترویج بازارهاي رقابتي با يکديگر و اقتصاد جهاني است. ما از تونس و مصر شروع خواهيم کرد. ما از بانک جهاني و صندوق بين المللي پول درخواست کرده‌ايم و در اجلاس هفته آينده گروه هشت طرحي براي با ثبات کردن و مدرن کردن اقتصادهاي تونس و مصر ارائه خواهد شد. ما بايد در کنار هم کمک کنيم که آنها ازاختلالات ناشي ازآشوب ها بهبود يابند. ما بايد از دولت هايي که اواخرامسال در اين کشورها انتخاب خواهند شد حمايت کنيم. ما نمي خواهيم يک مصر دموکراتيک زير بار قرض هاي گذشته باشد. ما حدود يک ميليارد دالر قرض مصر دموکراتيک را کاهش مي دهيم يک ميليارد دالر از قرض مصر را تضمين مي کنيم چون اين رقم براي تامين مالي این کشور ضروري است. به دولت‌هاي جديد دموکراتيک کمک خواهيم کرد تا سرمایه هاي ضایع شدهٔ خود را مجددا بدست آورند. با مشرانو جرگهٔ امریکا براي ايجاد صندوق‌هاي سرمايه گذاري مشترک و سرمايه‌گذاري در تونس و مصر تلاش مي كنيم. امريکا يک اتحاد جامع تجارتي و سرمايه گذاري را در شرق ميانه و شمال افريقا شروع خواهد کرد.

بارک اوباما در ادامه افزود: ما 100 هزار نيروي خود را از عراق خارج کرده‌ايم و جنگ ما در آن کشور پايان يافته، از ماه‌هاي آينده خروج نيروها از افغانستان هم آغاز خواهد شد، آن هم در حالي که با تسلط طالبان به شدت مقابله شده و القاعده نيز پس از کشته شدن رهبرش، اسامه بن‌لادن، ضربه‌اي جدي خورده است

ذره بین

روسيه پس از استرداد استقلال تاجكستان و اينكه پايگاه خود را در اين كشور از دست داد به بهانه هاي مختلفي به مثل رقابت با ناتو و امريكا، جلوگيري از حضور چين ، تامين امنيت در سرحدات مشترك اين كشور با افغانستان، موقعيت ژئوپولتيك ، ستراتیژيك و تامين امنيت، براي بازگشت به سرحدات تاجكستان تلاش مي كند.

به گزارش گران افغانستان به نقل از مركز بين المللي مطالعات صلح، در اين راستا و در پي ناتواني تاجكستان در كنترول سرحدات خود توافقنامه اي ميان مسكو و دوشنبه در سال 1993 امضا شد كه حدود 11 هزار سرباز سرحدی روسيه مسئوليت كنترول سرحد گسترده تاجكستان و افغانستان را برعهده گرفتند.

مركز بين المللي مطالعات صلح موسسه اي غيردولتي در اروپا و شرق ميانه است كه به بررسي علمي وضعيت صلح و امنيت مناطق بحران خيز جهان به مثل شرق ميانه، خليج عربی و آسياي مركزي مي پردازد.

در اين ميان با پايان جنگهاي داخلی در تاجكستان و همچنين سقوط طالبان و ورود ناتو و امريكا به افغانستان دوشنبه بتدريج توانست پروسهٔ ثبات را در كشور برقرار و در راستاي تامين امنيت سرحدات خود مستقل تر عمل كند.

در اكتوبر سال 2004 تاجكستان و روسيه سند همكاري سرحدی پنج ساله‌اي را امضا كردند كه به موجب آن از سال 2004 خروج سربازان سرحدی روسيه از تاجكستان آغاز شد و در سال 2005 به پايان رسيد و عملا روس ها پس از حدود يك قرن از سرحدات افغانستان عقب نشستند و در حقیقت فقط تعداد معدودي از افسران سرحدی روسيه به حیث مشاوران نظامي روس و براي ارائه خدمات مشورتی به نیروهای سرحدی تاجك در اين كشور باقي ماندند.

هرچند هم اكنون 300 تن از مشاوران نظامي روسيه با حضور در پوسته هاي سرحدی مشترك تاجكستان با افغانستان و چين، اصول و شيوه‌هاي حفاظت سرحدرا به نیروهای سرحدی تاجك آموزش مي‌دهند، اما كنترول سرحد ستراتیژيك و يك هزار و 340 كيلومتري اين كشور با افغانستان به يك كميته تاجك مسئول حفاظت از سرحدات واگذار شده است.

در اين میان همچنان كه پيش بيني مي شد در طول سالهاي گذشته مسكو بنا به دلايل ژئوپولتيك، ستراتیژيك، امنيتي و غيره و تحت عناويني همچون عدم توان كامل دوشنبه در تامين امنيت سرحدات طولاني خود با افغانستان به صورت پنهان و آشكار خواستار بازگشت به اين سرحدات بوده است. در اين ميان با توجه به اهميت حفاظت از سرحدات مشترك تاجكستان با افغانستان مقامات سياسي مسكو بارها تمايل خود را براي بازگشت به اين سرحدات اعلام كرده اند چنانچه در دسمبر سال 2010 نيز ‘ماكزيم پيشك اف’سفير سابق روسيه در تاجكستان گفته بود روسيه آماده است نيروهاي سرحدی خود را به سرحد تاجكستان و افغانستان برگرداند و اگر مقامات تاجكستان موافقت كنند نيروهاي ما به سرحد اين دو كشور بازخواهند گشت.

مزید از اظهارات ساير مقامات روسي در اين مورد، تلاش روسيه براي بازگشت به اين سرحد با انجام سفرهاي متعدد مقامات روسيه به دوشنبه و همچنين برگزاري چند نشست تخنیکی توسط مقامات سرحدی تاجكستان و روسيه در شهر دوشنبه ابعاد جدي تري پيدا كرد به طوري كه حتي برخي رسانه ها از توافق بر سر بازگشت قوای سرحدی روسيه به تاجكستان خبر دادند كه تاكنون توسط تاجك ها تكذيب شده است.

روسيه در پي افزايش تحركات و حضور امريكا در آسياي مركزي و افزايش تمايل كشورهاي اين منطقه به روابط با واشنگتن به دنبال حضور بيشتر در مسائل مربوط به اين منطقه براي جلوگيري از پيشروي امريكا و ناتو است.

در اين ميان با توجه به حضور بيشتر ناتو و امريكا در تاجكستان در سالهاي اخير و ملاقاتها و مذاكرات متعدد مقامات امريكايي و ناتو با رهبران اين كشور در حقیقت مسكو تلاش مي كند تا با انجام فشارهاي لازم بر دوشنبه در سرحدات افغانستان حضوري دوباره يابد ؛ مسئله ایكه از یک طرف بر نفوذ ژئوپولتيك، ستراتیژيك و نفوذ روسيه بر تاجكستان و آسياي مركزي و حتي افغانستان خواهد افزود و از طرف دیگر بر نفوذ امريكا و ناتو در تاجيكستان، افغانستان و آسياي مركزي تاثيري منفي برجا خواهد گذاشت..

افزايش قاچاق مواد مخدر از افغانستان و ترانزيت آن از تاجكستان همواره باعث نگراني روسيه بوده است. در اين راستا روسيه بارها با ادعاي اينكه پس از خروج نيروهاي روسيه از مرز تاجكستان با افغانستان قاچاق مواد مخدر از اين سرحد 3.5 برابر رشد يافته تلاش مي كند تا با اشاره به نگراني هاي خود و همچنين ناتواني دوشنبه در كنترول اين سرحد و براي جلوگیری از انتقال مواد مخدر از قلمرو افغانستان به تاجكستان روسيه قوای خود را مجددا به سوي سرحدات تاجكستان با افغانستان اعزام می کند.

هرچند احتمال دارد روس ها از پيامدهاي داخلي نفوذ گروه هاي تروريست به آسياي ميانه خسارت ببينند، اما كرملين با قدرت نمايي تهديد طالبان و اشاره به ناتواني دوشنبه در كنترول سرحدات با افغانستان هم در صدد توسعه پايگاه نظامي خود در آسياي مركزي و تاجكستان است و هم به بازگشت به سرحدات از دست داده مي انديشد.

با توجه به شرايط داخلي تاجكستان و ناامني‌هاي يكساله اخير، تهديدات جريانهاي افراطي و جماعت انصارالله (گروهي كه در يك سال گذشته دست به چند عمليات تروریستی در شمال تاجكستان زده است)و همچنين تازه‌ ترين گزارش گروه بين‌المللي بحران در باره تاجكستان و در پيش بودن خروج ناتو از افغانستان مسكو تلاش مي كند تا از اين امر هم به حیث اهرمي در جلوگيري از سرايت ناامني ها به آسياي مركزي و روسيه استفاده و هم نفوذ سياسي و ستراتیژيكي خود را در منطقه حفظ كند.

تازه‌ترين گزارش گروه بين‌المللي بحران اشاره مي كند كه با توجه به ناآراميهاي چند ماهه اخير در برخي كشورهاي منطقه، احتمال وقوع خشونت و نا آرامی در تاجكستان نيز وجود دارد. گروه بین المللی بحران می افزاید وقوع يك نزاع كوچك ممكن است به تهديدي جدي براي امنيت تاجكستان مبدل شود.

در اين ميان بايد گفت كه روسيه در راستاي اين هدف از وسایل و بهانه های متعددی فشار عليه تاجكستان براي پذيرش حضور قوای سرحدی استفاده می کند. روسیه استدلال می کند که حضور مجددش در سرحدات مشترک تاجکستان افغانستان باعث بهبود اوضاع امنيتي، سياسي و اقتصادي خواهد گردید مگر در این راستا تلاش های روسیه ناکام بوده و تاکنون از طریق مذاکرات نتوانسته تاجيكستان را وادار به پذيرش اين امر كند.

نویسنده:- دوکتور احمد فرید ثمین
پروفیسور پوهنتون دیکسی ایالات متحدهٔ امریکا
____________________

آری! افغانستان عزیز یعنی قلب آسیا؛ واقعا سرزمین خون و آتش است، در گوشه و کنارش بجز از سیلاب خون و سرشک و شعله های آتش چیزی دیگر به رویت نمی رسد. این مرز و بوم از بیش از سه دهه چنان در مجمر خون و آتش می سوزد که اگر این وحشت و بربریت را حتی فرعون، هتلر ، ستالین و چنگیز نیز مشاهده می کردند لاجرم در این راستا اشک می ریختند مگر صد بار افسوس و دریغا که دل فرعونیان قرن بیست ویکم چنان بیرحم است که هنوز هم بر ما ترحم نمی کنند. دشمنان این خاک چنان قصی القلب و سنگدل هستند که نه به کودکان خورد سال رحم می کنند و نه هم به پیرمردان و زنان. دشمنان این خاک چنان با افغانستان عداوت و خصومت دارند که نه به عظمت و کرامت مساجد ارج احترام می گذارند و نه هم به عظمت ماه مبارک رمضان. دشمنان این خاک چنان سوگند تباهی این دیار را نموده اند که نه برایشان خون فقیر ارزش دارد و نه هم خون امیر.
.
اگر دیروز آنها در شهر کابل کارگران شاروالی را حین پاک کردن سرک ها در حملات انتحاری قتل عام می کردند، امروز آنها احمد ولی کرزی برادر کوچک حامد کرزی را در خانه اش با خاک و خون یکسان کردند، اگر دیروز آنها کودکان گرسنه ما را در حملات انتحاری و انفجارات کنار سرک یتیم می کردند، امروز آنها فرزندان برادر کوچک حامد کرزی رئیس جمهور کشور ما را یتیم کردند ، اگر دیروز آنها قلب های هموطنان مظلوم و بی صدای ما را به گریه در می آوردند، امروز آنها قلب رئیس جمهور ما را به گریه در آوردند. اگر دیروز در مقابل اعمال غیر انسانی و غیر اسلامی آنها واکنش سریع نشان داده می شد، امروز آنها احمد ولی کرزی را ترور نمی کردند. این سکوت دولتمردان ما در مقابل وحشت و دهشت فرعونیان عصر بوده است که آنها را به حملات مزید حتی به آتش کشیدن قرآن مجید تشویق کرده است
.
ما در حالیکه ترور احمد ولی کرزی را به شدید ترین الفاظ تقبیح نموده آنرا به مثابهٔ ناقوس خطر برای کشور محسوب می کنیم و امیدواریم که دولتمردان ما دیگر از خواب غفلت برخیزند و درد و الم هموطنان خود را درد و الم خود محسوس کنند، نه اینکه از پشت دیوار های آهنین کشتار هموطنان ما را مشاهده نموده و محض آنرا با صدور اعلامیه های میان تهی و بی مفهوم تقبیح کنند. دولتمردان ما باید بدانند آنهایی که روزانه در ولایات مختلف کشور طی حملات انتحاری و انفجاری با خاک و خون یکسان می شوند به مثل آنها جان دارند و به مثل آنها فامیل دارند. به همین ملحوظ تجاهل عارفانه در قبال آنها و خطاب برادران ناراض به قاتلان آنها بجز از افگندن نمک بر زخم های هموطنان ما کدام معنی دیگر ندارد. نه تنها اینکه دولت قاتلان چراغ بدست هموطنان ما را برادران ناراض خطاب می کند، بلکه در طول ده سال گذشته قاتلان این ملت را بجای محاکمه تحت عناوین مختلف در آغوش گرفته است. ما بار ها گفته ایم و بازهم می گوییم تا زمانی که دولت از جنگسالاران و تفنگداران فاصله نگیرد ، ادارات و وزارات از لوث تفنگداران پاکسازی نشود، عفریت تروریزم و خونریزی در کشور قلع و قمع نخواهد شد.
.
آری! این نوازش جنگسالاران و راندن دانشمندان و فرزندان صدیق این خاک از دولت بوده است که افغانستان را با مشکلات کنونی مواجه کرده است. این اهدای مقامات ارشد به افراد ابن الوقت بوده است که حوادث چون حادثهٔ قندهار را آفریده است. این خطاب القاب برادران ناراض و رهایی انتحارکنندگان دستگیر شده با دسته های گل ها بوده است که برادران ناراض را به کشتار مزید هموطنان ما تشویق کرده است. این بی کفایتی دولت بوده است که جاسوسان ایران و پاکستان در مقامات ارشد دولتی رخنه کرده اند، این عدم اعتماد بر ملت و اعتماد بر تفنگداران بوده است که افغانستان را به تباهی کشانیده است و سر انجام این اعتماد بر دزدان و ابن الوقت ها بوده است که میلیون ها دالر سرمایه ملت ما تاراج شده است .

یقین کامل داریم که اگر سردار محمد بر اساس روابط شخصی به چنان مقام نمی رسید، حادثهٔ ترور احمد ولی کرزی رخ نمی داد. همین اکنون حلقات خاص در داخل دولت حضور دارند که نه تنها باعث ایجاد فاصله بین دولت و ملت ما گردیده اند بلکه باعث بروز حوادث چون حادثهٔ ترور احمد ولی کرزی می شوند. حضور همین افراد بوده است که غایله های انتخابات پارلمانی به بار آمده است ، حضور همین افراد بوده است که اشخاص ابن الوقت با هزاران حیله و نیرنگ به خانهٔ ملت نایل گردیده اند ، حضور همین افراد بوده است که افغانستان در سر فهرست کشور های فاسد قرار گرفته است و نتیجهٔ حضور همین افراد بوده است که طالبان دروازه های کابل را دق الباب می کنند . مگر متاسفانه دولتمردان ما در طول ده سال گذشته کوچکترین بذل التفات و توجه به این مسئله نکرده اند. .
.
دولتمردان ما اگر واقعا خود را دولتمردان این خاک تصور می کنند، باید قبل از فوت وقت مزید احساس وطن دوستی نموده و هموطنان گرسنه و بیچاره ما را از ورطهٔ فلاکت و شقاوت نجات دهند. اگر آنها واقعا می خواهند این مرز و بوم از نابسامانی های کنونی نجات یابد، باید بجای اعتماد بر افراد ابن الوقت، آغوش خود را بر روی فرزندان صادق این خاک باز کنند. آنها باید بدانند که این تفنگداران و این جنگسالاران هیچ درد این ملت را دوا کرده نمی توانند بجز از اینکه حضور آنها در دولت، نه تنها باعث بدبختی روز افزون ملت ما می گردد بلکه باعث وقوع حوداث چون ترور احمد ولی کرزی نیز می گردد.

نویسنده :- دوکتور احمد فرید ثمین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بر اساس گزارش های تازه ، اخیرا مردم ولسوالی سراوان ولایت سیستان ایران یک قبر دسته جمعی ۱۱ نفر افغان را در منطقه نامبرده کشف کرده اند. گزارش می افزاید که مامورین دولتی ایران پس از اینکه این افراد را به دلایل نامعلومی هدف گلوله قرار داده و کشته اند، به طور پنهانی و با همکاری شاروالی سراوان یک قبر بزرگ را توسط بلدوزر حفر کرده و اجساد را با وضعیت وحشتناکی در آنجا رها کرده اند و دهانهٔ قبر را نیز خاکریزی کرده اند اما از آنجائیکه این عمل وحشیانه با عجله و شتابزده گی انجام شده آثاری از اجساد و خون در اطراف این قبر دسته جمعی به جای مانده بوده است که باعث دریافت این ماجرا توسط مردم محل گردیده است. این حادثه در حالی گزارش می شود که دولت افغانستان کوچکترین بذل التفات به این عمل ددمنشانهٔ ایران نکرده و در قبال آن به مثل اعدام صد ها تن از هموطنان مظلوم ما مهر سکوت بر لب نهاده است.
.
نمی دانیم که آنها فرزندان کی بوده اند؟ نمی دانیم که آنها پدران کی بوده اند؟ نمی دانیم که آنها از کدام ولایت بوده اند؟ نمی دانیم که آنها چه وقت کشته شده اند؟ مگر یگانه چیزی را که در مورد آنها می دانیم این است که آنها افغان بودند و درنتیجهٔ وحشت و دهشت آخوند های خونخوار به ضرب گلوله کشته شدند و حتی کسی در مورد قتل آنها نیز اشک نخواهد ریخت. مادران ، پدران، خواهران و برادران و فرزندان شان چنان خواهند پنداشت که فرزند شان، جگر گوشهٔ آنها، برادر آنها و سرپرست خانهٔ آنها در بلند منزل های ایران روز مزدوری می کند و برای آنها یک چند ریال را در آخر ماه ارسال خواهد کرد مگر نا خبر از آنکه جگر گوشه های آنها در قبر دسته جمعی با برادران دیگر افغان خود مدفون هستند و حتی کسی هویت آنها را نیز نمی داند و اجساد آنها نیز به فامیل های شان ارسال نخواهد شد. اگر قبر دسته جمعی آنها توسط باشنده گان ولسوالی سراوان ایران کشف نمی گردید، آنها نیز به مثل هزاران شهید گمنام افغان در تنور وحشت و بربریت آخوند های ایران ناپدید می شدند .
.
آری! دلم به حال زار مادری می سوزد که همین اکنون در انتظار تیلیفون فرزندش لمحه شماری می کند، دلم به حال فلاکتبار برادری می سوزد که همین اکنون چنان می پندارد که برادرش در ایران بسر می برد، دلم به حال نکبتبار کودکی می سوزد که همین اکنون چنان می پندارد که پدرش بخاطر تهیه نمودن یک لقمه نان خشک دشنام های پدر سوخته ایرانی ها را می شنود و سر انجام دلم به حال خانمی می سوزد که در انتظار رسیدن نامهٔ شوهرش چندین سال را سپری کرد مگر ناخبر از آن موصوف دیگر از این دنیای دون برای ابد رخت سفر بسته و جسدش در حالت وحشتناکی در کنار اجساد هموطنان دیگرش در قبرستان ولسوالی سراوان ولایت سیستان ایران مدفون است.
.
آری! ای برادرام و ای خواهرم
هموطنان ما با چنان وحشت و دهشت کشته شده اند که حتی ایرانی ها بر حالت وحشتناک آنها اشک می ریزند و بر آخوند های خود نفرین می فرستند لیکن دولتمردان ما در قبال آنها لبخند نموده و نو روز را به رسم ایرانی ها در قم و تهران جشن می گیرند.
.
اسفبار است که قبر دسته جمعی ۱۱ تن از هموطنان مظلوم ما در یک کشور خارجی کشف می شود مگر دولتمردان ما که خود را نماینده گان این ملت قلمداد می کنند، در زمینه کوچکترین واکنشی را از خود نشان نمی دهند و هنوز هم این کشور را دوست واقعی افغان ها قلمداد می کنند و حتی با آنها پیمان های تدوین کتب درسی ما را عقد می کنند. مگر بیخبر از آنکه آخوند ها هرگز خواستار آن نیستند که مشعل علم و عرفان در افغانستان افروخته شود . اگر آنها واقعا دوستان ما می بودند، هموطنان بی گناه ما را در زندان های ایران اعدام نمی کردند، اگر آنها واقعا خواستار رفاه و سعادت افغانستان می بودند شاگردان و محصلین مهاجر افغان را در آتش بیسوادی نمی سوختاندند، اگر آنها واقعا دوستان افغانستان می بودند دشمنان افغانستان را با ساز و برگ ایرانی تجهیز نمی نمودند، اگر آنها واقعا دوستان ما می بودند باید در میان ما تخم نفاق و شقاق را بذر نمی کردند، اگر آنها واقعا مسلمان می بودند باید یاران پیامبر سترگ اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و سلم را دشمنام می دادند، اگر آنها واقعا همسایه گان خوب می بودند مهاجرین ما را پدر سوخته خطاب نمی کردند و آنها را بی گناه اعدام نمی کردند و سر انجام اگر آنها واقعا انسان می بودند باید هموطنان ما را به طور وحشیانه در ولسوالی سراوان ولایت سیستان ایران قتل عام نمی کردند.
.
کجاست امروز آنهائیکه داد از رهبری این ملت را می زنند ؟ کجاست امروز آنهایی که دم از حقوق بشر را می زنند؟ کجاست امروز آنهایی که داد از آزادی افغانستان را می زنند؟‌ کجاست امروز آنهاییکه خود را وارثین این خاک قلمداد می کنند؟ کجاست امروز آنهاییکه بخاطر کشمیری ها و فلسطینی ها در شهر ها و دهات ما مظاهره می کردند ؟ کجاست امروز آنهاییکه داد از افغانیت را می زنند؟ کجاست امروز آنهایی که بخاطر فریب مردم ما حملات هوایی را تقبیح نموده و هشدار میدهند که اگر این حملات ادامه یابند اشغالگر پنداشته خواهند شد مگر متاسفانه در قبال قتل عام افغان های مظلوم در ایران تجاهل عارفانه می کنند!؟؟ چرا همه خاموش اند و چرا همه در زمینه اشک تمساح می ریزند؟ آخر حد اقل۱۱ تن از هموطنان بی گناه ما بدون کدام جرم با قساوت و وحشت تمام توسط آخوند ها کشته شده و بعدا قبر آنها توسط بلدوز حفر شده است. اگر این ها افغان نمی بودند و اتباع کدام کشور دیگر می بودند لاجرم این خبر سرخط اخبار جهانی را تشکیل میداد مگر چون آنها افغان بودند حتی مطبوعات افغان نیز به این مسئله بذل التفات نمی کند. آیا خون این ۱۱ تن با خون آنهایی که در حملات هوایی و انتحاری کشته می شوند فرق دارد؟ اگر فرق ندارد پس چرا همه در قبال این وحشت خاموش هستند؟ اگر فرق ندارد پس چرا جناب کرزی که داد از دفاع از حقوق افغان ها را می زند، آخوند ها را قصاب خطاب نمی کند!!؟
بطور اخلص گفته می توانیم که بدبختی ما در این است که به مثل جناب کرزی رئیس جمهور داریم که به درد و غم ملت ما هیچ گونه بذل التفات نمی کند مگر روز نو روز را با افغان ها نه بلکه با آخوند ها این قاتلین ملت افغان جشن میگیرد، بدبختی ما در این است که به مثل ولسی جرگهٔ کنونی یک پارلمان بیسوادان داریم که اعضای آن به مثل شاگردان صنف اول در میان خود جنگ می کنند و حتی یک دیگر را بوت باران و بوتل باران می کنند. اگر دولتمردان ما چنین است باید کشته شده گان ولسوالی سراوان ولایت سیستان ایران از آنها هیچ گونه توقع نداشته باشند زیرا آنها در آتش برده گی و غلام منشی می سوزند و داشتن تمنای غرور ملی و حب الوطن از آنها خیال است و محال است و بس.

نویسنده:- دوکتور احمد فرید ثمین
نمی دانیم که این چه ماتمی است که بر ما نازل شده است ؟  کسی خانه های گلین  ما را در حملات راکتی  ویران می کند و کسی هم مساجد ما را در حملات انتحاری به شهادت می رساند، کسی با عدم تکریم به اصول شایسته سالاری گراف بیسوادی را بلند می برد و کسی هم مدارس و مکاتب ما را آتش می زند، کسی سرمایه های ما را در ماجرای کابل بانک به دوبی انتقال میدهد و کسی هم پول های وزارت حج و اوقاف ما  را  به لندن انتقال می دهد، کسی پارلمان تقلبی را افتتاح می کند و کسی هم از مدت ده سال هر دو پا را در یک موزه نموده قانون اساسی را با سم ستوران خود لگد مال می کند، کسی  حملات راکتی پاکستان را با چشم های بینا مشاهده کرده نمی تواند و کسی هم حملات فرهنگی و نظامی ایران را حتی به کمک مایکروسکوپ هم دیده نمی تواند.
.
به هرصورت  بیش از  یک ماه است که افغانستان عزیز تحت حملات کورکورانهٔ راکتی نیروهای پاکستانی قرار دارد لیکن در مقابل این  تجاوز پاکستان همه خاموش بوده و آنرا  فقط با چشم های خود نظاره  می کنیم، حتی رئیس جمهور ما در زمینه مهر سکوت بر لب نهاده و می گوید که باید پاکستان به حملات تشویق نشود  یا به عبارهٔ دیگر پاکستان بر خاک افغانستان حمله نموده مگر باید در مقابل اش واکنشی نشان داده نشود تا این کشور بر حملات مزید تشویق نشود. این است انصاف رئیس جمهور ما و این است احساس وطن دوستی موصوف.
.
روزانه به دهها تن از هموطنان مظلوم  ما و نیروهای سرحدی ما در نتیجهٔ حملات راکتی پاکستان کشته و زخمی می شوند لیکن  همه در این قبال خاموش بوده و حتی رئیس جمهور ما می گوید که هرگز اجازهٔ حمله  بر پاکستان را نخواهم داد زیرا نمی خواهیم که در نتیجهٔ حملهٔ ما افراد بی گناه کشته و زخمی شوند مگر رئیس جمهور ما این را نمی گوید ، آنهایی که در ولایات کنر، ننگرهار، پکتیا و خوست در نتیجهٔ راکت های پاکستان  کشته و زخمی  می شوند ، چه گناه دارند ؟ یا اینکه خون آنها در بازار انصاف هیچ گونه ارزش ندارد، اگر ارزش میداشت باید رئیس جمهور ما حد اقل یک عکس العمل نشان میداد.
.
اسفبار است که روزانه به صد ها تن از انتحار کننده گان از لانه های خود در پاکستان  به طرف افغانستان حرکت نموده  و دست به  حملات انتحاری و انفجاری می زنند لیکن یک بار هم دولت افغانستان که خود را منادی حقوق افغان ها قلمداد می کند ، در زمینه واکنش نشان نداد بلکه پاکستان را  کما کان دوست افغانستان محسوب می کند،
.
رسانه های پاکستان ادعا می کنند که شورشیان از داخل افغانستان بر پوسته های  این کشور حمله می  نمایند بناء نیروهای امنیتی آن کشور بر افغانستان حملات راکتی می کنند و متاسفانه بعضی از افغان ها نیز بتاسی از افکار طراحان و تیوریسن های پاکستانی این حملات را حق پاکستان قلمداد می کنند. اگر چنان است پس باید افغانستان نیز شهر های پاکستان را هدف حملات راکتی قرار دهد شهر هایی که در آنها حملات انتحاری و انفجاری علیه مردم مظلوم ما طراحی می شوند یعنی شهر هایی که به پناه گاه های دشمنان افغانستان مبدل شده است
.
اذعان می کنیم  که شاید شورشیان از داخل  افغانستان بر خاک پاکستان حمله کرده  باشند، زیرا آنها استطاعت تفکیک دوست و دشمن را ندارند. آیا آنها چندی قبل پدر معنوی خود  یعنی کرنل امام را به ضرب گلوله قتل نکردند. اگر آنها می توانند کرنل امام را قتل کنند، پس آیا حملهٔ راکتی بر پوسته های تلاشی پاکستان برای آنها کدام کار دشوار است؟  هرگز نه.
مسرور هستیم که پاکستان در انتقام قتل کرنل امام افغانستان را راکت باران نکرد و اگر  افغانستان را راکت باران می کرد نمی دانیم که دولتمردان ما آن حملهٔ پاکستان را چگونه توجیه می کردند؟؟  حملهٔ کنونی که کار قوت سوم برای برهم زدن روابط دوستانه بین دو کشور محسوب می شود نمی دانیم که حمله انتقام کرنل امام به کدام الفاظ توجیه می شد؟؟  باید فراموش نکرد که  شورشیان ارمغان افغانستان نیستند بلکه  آنها توسط خود پاکستان برای تخریب افغانستان پرورش یافته اند، پس پاکستان هرگز افغانستان را به جرم لغزش های سیاسی خود راکت باران کرده نمی تواند، حتی اگر شورشیان از خاک افغانستان بر پاکستان نیز حمله  کنند. پاکستان باید بدیل حمله بر خاک افغانستان باید آنهایی را محاکمه کند که این عفریت دهشت افگنی را پرورش و نوازش داده است . می پذیریم که اکنون پاکستان نیز  در آتشی می سوزد که برای دیگران افروخته بود و اکنون طالبان چنان لجام گستیخته شده اند که حتی کرنل امام را قتل می کنند و پاکستان را  هدف حملات راکتی خود قرار میدهند.
در مورد اوضاع فعلی پاکستان سعدی چنین گفته است
سعدیا شیرازیا پندی مده کمزاد را
کمزاد اگرعاقل شود گردن زند استاد را
پاکستان باید بداند که چاه کن سر انجام در چاه است و بالاخره همین طالبان  پاکستان را نیست و نابود خواهند کرد به همین ملحوظ اگر پاکستان واقعا می خواهد که از شر طالبان در امان باشد باید قبل از فوت وقت مزید دست از حمایت آنها  بر دارد و آنها  را در  شهر های اسلام آباد و لاهور در آغوش نگیرد

مینا حبیب

گروه های مدافع حقوق زنان هوشدار می دهند که مذاکرات صلح با شورشیان بنیادگرا ممکن است دستاوردهایی را که پس از سقوط طالبان در زمینه حقوق زنان بدست آمده است، برباد دهد. جریان گفتگوهای صلح در پشت دروازهای بسته، به نگرانی های آنان افزوده است.

گزارش هایی که از دیدارهای سری بین شورای عالی صلح و نمایندگان گروه های شورشی به رسانه ها درز کرده، این نگرانی ها را قوت بخشیده است و اظهارات مسوولان برای دادن اطمینان از عدم معامله بر حقوق زنان، چندان نتیجه بخش نبوده است.

شورای عالی صلح، در ماه اکتوبر سال گذشته میلادی ایجاد شد و قبل از آن در ماه جون همان سال جرگه مشورتی صلح برگزار گردید که دران حل صلح آمیز جنگ طولانی جاری به تصویب رسید.

رییس جمهور کرزی در سخنانی به بهانه تجلیل 8 مارچ روز جهانی زن به زنان اطمینان داد که هرگاه طالبان در حکومت سهیم شوند، حقوق زنان محفوظ نگهداشته خواهد شد.

او گفت: “مذاکرات صلح با مخالفان نه تنها به حقوق زنان آسیب نخواهد رساند بلکه منجر به تقویت آنها خواهد شد.”

فتانه اسحاق گیلانی فعال مشهور حقوق زن که شورای زنان افغانستان را رهبری می کند، درین مورد تردید دارد.

او به آی دبلیو پی آر گفت:

“زنان برای صلح دایمی از مذاکرات استقبال می کند، اما اینکه گفتگوها بطور سری جریان داشته و زنان از آن اطلاع ندارند، تشویش برانگیز نیست.”

پس ازانکه طالبان کابل را تسخیر و حکومت افغانستان را بدست گرفتند، قوانین سخت گیرانه ای را به اجرا در آوردند. آنان زنان را از بسیاری حقوق شان از جمله کار و تعلیم محروم کرده و وادار به پوشیدن برقع نمودند.

اما پس از سال 2001، شرایط طوری تحول کرد که زنان توانستند دوباره به محل کار و زندگی اجتماعی برگردند و در نهادهایی چون حکومت و پارلمان راه بیابند.

خانم گیلانی گفت: “زنان به آسانی نخواهند گذاشت که کسی برسر آینده شان معامله کند.”

مولوی عبدالله لودین، یکی از معاونان شورای صلح می گوید که زنان نباید در مورد مذاکرات صلح با طالبان نگران باشند، زیرا درین مذاکرات شورشیان باید با “برخی پیش شرط ها و تضمینات” توافق کنند.

اما، او در ادامه صحبت هایش یاد آور شد که زنان نباید در ساحاتی که قوانین اسلامی و ارزش های افغانی حاکم است، انتظار آزادی های نامشروط را داشته باشند. او گفت، پوشش اسلامی و حفاظت از عفت زنان خواسته ی تنها طالبان نمی باشد.

او گفت: “ما نیز خواستار قوانینی هستیم که اسلام برای زنان تعیین کرده است، نه آنچه غرب مطرح نموده است.”

نسبت به ترکیب شورای صلح انتقادهای زیادی مطرح است، از جمله صاحب نظران می گویند در میان 68 عضو این شورا که همه از سوی رییس جمهور کرزی انتصاب شده اند، سران گروه های شبه نظامی نیز حضور دارند که در جنگ های خونین داخلی در اوایل دهه 1990 دست داشته اند. در عین حال درین شورا اعضای سابق طالبان و حزب اسلامی، متحد طالبان، و همچنان بزرگان محل و قبایل از گوشه و کنار کشور حضور دارند.

گیلانی در مورد چگونگی انتخاب اعضا و اینکه تنها نه تن زن در میان آنان می باشد، نگرانی ویژه ای دارد.

گیلانی گفت: “برخی اعضای این شورا چندان مشهور نیستند، درحالی که حضور تعدادی از زنان درین شورا صرفاً جنبه ی نمادین دارد.”

ناجیه زیوری، معاون و منشی شورای صلح، این ادعاها را که اعضای زن شورا صلاحیتی ندارند، رد کرد.

او گفت: “زنان حاضر در شورای عالی صلح ازان نوع افراد نیستند که به همه چیز بله بگویند. آنان کاملاً از تصامیم شورا آگاه می باشند.”

وزارت امور زنان افغانستان تاکید دارد که آزادی های بدست آمده در یک دهه اخیر حفظ خواهد شد.

فوزیه حبیبی رییس روابط بین المللی آن وزارت می گوید که زنان در شکل دهی روند صلح از طریق حضور شان در جرگه ی مشورتی صلح نقش بازی کردند.

او گفت: “ما نباید قبل از آمدن طالبان حدس و گمان بزنیم. باشد که ببینیم در عمل چی اتفاق می افتد. پذیرش قانون اساسی یکی از شرایط عمده ای می باشد که طالبان باید به آن توجه کنند. اگر آنان قانون اساسی را بپذیرند، نگرانی دیگری درین مورد وجود نخواهد داشت.”

این گونه وعده ها برای برطرف کردن تردید زنانی چون نجیبه که در یک سازمان غیردولتی افغان کار می کند، کافی نمی باشد.

او می گوید که عملکرد حکومت در یک دهه گذشته نشان داده است که مقامات منافع سیاسی، گروهی و شخصی را بر منافع عمومی ترجیح می دهند.

ازینرو به گفته او زنان به این وعده ها که گویا آنان با نیت نیک عمل می کنند، به مشکل می توانند باور کنند.

او افزود: “من شخصاً به رییس جمهور هیچ اعتماد ندارم. اگر او بگوید آفتاب می درخشد، لازم می بینم که در مورد درستی این حرفش فکر کنم.”

سایر رهبران زن این گفته ها را جدی نمی گیرند که گویا شورشیان فکر شان را تغییر خواهند داد و حقوق تسجیل یافته در قانون اساسی کنونی را قبول خواهند کرد.

شکریه پیکان، نماینده ولایت قندز در پارلمان گفت: “طالبان هرگز قانون اساسی را قبول نخواهند کرد. آنها در زمان حاکمیت شان، همه ی حقوق زنان را نقض کردند و اینکار را به اساس اعتقادات خود انجام دادند. برداشت های اسلامی آنان نسبت به زنان هرگز تغییر نخواهد کرد.”

ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان نیز در اظهاراتش چیزی نگفت  که اطمینان این زنان را جلب کند.

در یک مصاحبه تلفونی با آی دبلیو پی آر، آقای مجاهد ایده حقوق زنان را بعنوان آنچه در قانون مدنی گرد آوری شده است، رد کرد. در عوض او تاکید داشت که شریعت اسلامی برای زنان حقوق بی سابقه داده است، و کسانی که با آن اصول مخالفت دارند، کسانی اند که “ایمان شان را از دست داده و تحت تاثیر دمکراسی غربی قرار گرفته اند.”

مجاهد خوشبینی چندانی به مذاکرات نشان نداد و اظهار داشت که طالبان شورای عالی صلح را به رسمیت نشناخته، با آنها در مذاکره نبوده و از خواسته های اصلی خود مبنی بر خروج عساکر بین المللی از افغانستان قبل از آغاز گفتگوهای صلح، عقب نشینی نکرده اند.

او گفت: “تا زمانی که نیروهای خارجی کشور را ترک نگفته و افغانستان بعنوان کشور مستقل شناخته نشود، ما هیچ مرجعی گفتگو نخواهیم کرد.”

شفیقه حبیبی، فعال حقوقی می گوید از زمانی که طالبان بدون مانع حکومت می کردند تا امروز تغییر کرده است. اکنون زنان نسبت به سابق از سازمانهای حمایتی و آگاهی سیاسی بیشتر برخوردار است.

او گفت: “زنان افغان بیدار شده اند. برای طالبان ممکن نیست که قوانین شدید خود را بار دیگر اعمال کنند، زیرا زنان به هر وسیله از حقوق خود دفاع خواهند کرد.



افغانستان بزرگ

افغانستان خانه بزرگ و مشترک همه اقوام ومردم این مرز و بوم است.

نگارخانه

  • minecraft skins: Great goods from you, man. احمدی نژاد در کابل - ا [...]
  • Latasha: And I thought I was the sensible one. Thanks for setnitg me straight. [...]
  • Janesa: Woah nelly, how about them alppes! [...]
  • Kayleigh: Apparently this is what the etseeemd Willis was talkin' 'bout. [...]
  • Priest: With all these silly websites, such a great page keeps my itnerent hope alive. [...]